فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۲
یاد ایامی که در دل مهر یاری داشتیم
ناروا بودیم پُر، اما عیاری داشتیم
با رخ و زلفش که روز و روزگار دیگرست
طرفه روزی داشتیم و روزگاری داشتیم
در غم او کار ما بیاختیاری بود و بس
[...]
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۰
پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
بر سر دل چتر از مژگان یاری داشتیم
یاد از آن فرصت که در برگل عذاری داشتیم
همچو دل در دست خود زلف نگاری داشتیم
زان لب می گون نو خط بودتر ما را دماغ
[...]
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۰
یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم
بر رگ جان نیش خار از رهگذاری داشتیم
پیش از این در عشقبازی نقش کاری داشتیم
نبض جان در قبضه خنجر گزاری داشتیم
دلنشین تر از گل خنجر به طرف آن کمر
[...]
محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۷۵ - مزیّن به اسم مبارک نبی و وصیّ صلی الله علیه و آله و سلم
روزگار پیش از این، خوش روزگاری داشتیم
چشم روشن از مه روی نگاری داشتیم
بود با زلف و رخ او صبح و شام ما به خیر
عشرت افزا دوره ی لیل و نهاری داشتیم
سبزه ی خط در گلستان رخش نارسته بود
[...]
افسر کرمانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۵
یاد ایامی که در کوی تو کاری داشتیم
ما و دل با زلف و رویت روزگاری داشتیم
در خم هر حلقه زلف تو در القیم پارس
ای خوش آن شبها که ما چین و تتاری داشتیم
با دو زلف بیقرارت هر سحرگه با نسیم
[...]
