فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱
به ما هجرت چو رستم در عتابست
چو توران ملک صبرم زان خرابست
رقیب گرسیوز و فایز سیاوش
فرنگیس عشق و دل افراسیابست
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۲
نه چشم است آن که چشمانش ندیدهست
نه گوش است آن که صوتش ناشنیدهست
بپرس از چشم فایز حسن دلبر
که شبها رنج بی خوابی کشیدهست
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۳
بهشت است این زمین یا کوی یار است
که خاکش نافه مشک تتار است
اگر فایز بود مدفون آن خاک
نه بیمش از سوال و نه فشار است
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۴
تو سروی آن پریرخ سرو ناز است
تو خوبی او زخوبی بی نیاز است
مرنج از راستی دلدار فایز
تو بازی آن پریرخ شاهباز است
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۵
انیس من به جز آه سحر نیست
غذای من به جز خون جگر نیست
ز آه و ناله فایز بترسید
که آه دردمندان بی اثر نیست
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۶
عرق بر چهره یا بر گل گلابست
و یا پروین به دور ماهتابست
فشانده یار فایز نقره بر آل
و یا بر آتش تر خشک آبست؟
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۷
بیا جانا نشین با ما بگو راست
گهی کج می نهی زلفت گهی راست
بگفتا بهر بیم خصم فایز
که یعنی مار و عقرب هر دو مار است
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۸
بت زورق نشینم در امان باد
خدایت در بلاها حفظ جان باد
به دریا باد فایز یارش الیاس
به صحرا خضر با او همعنان باد
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۹
بتی کز ناز پا بر دل گذارد
ستم باشد که پا بر گل گذارد
ز استغنای طبع دوست فایز
قدم بر چشم ما مشکل گذارد
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۰
به دل گفتم مکن این قدر فریاد
که اندر خرمن صبر آتش افتاد
بسوزم شمع سان فایز سراپا
گهی کآن چشم شهلا آورم یاد
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۱
سحرگاهان که شبنم بر گل افتد
ز نو شور و فغان در بلبل افتد
سحر فایز به یاد نو گل خویش
به جانش صد هزاران غلغل افتد
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۲
به زیر ابر گیسو گردن یار
نمایان چون شفق اندر شب تار
نماید در بر چشمان فایز
که زاغی برگ گل دارد به منقار
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۳
سحر کردم سوال از زلف دلبر
که تو خوشبوتری یا مشک عنبر؟
بگفتا: «فایزا می رنجم از تو
مرا با مشک می سازی برابر؟»
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۴
به گل شبنم و یا خوی بر رخ یار
بود جاری که در جنات انهار
اگر از آن عرق یک قطره فایز
چکد بر تو جوان گردی به یکبار
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۵
به قد طوبا، به لب کوثر، به رخ حور
بدین حسن خدایی چشم بد دور
بت فایز ز خوبی بی نیاز است
بود سر تا قدم نور علی نور
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۶
شب عید است و هر کس با عزیزش
کند بازی به زلف مشک ریزش
بجز فایز که او یاری ندارد
نشیند با دل خونابه ریزش
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۷
همه مه طلعتان در برج محمل
مه من کرده جا در محمل دل
به جانان همسفر باشم، نخواهم
که گردد تا ابد قطع مراحل
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۸
به هنگام تبسمهای جانان
شکر ریزد ز مروارید و مرجان
لبانش آب حیوانست فایز
دهم اندر کنارش تشنه لب جان
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۱۹
لبت گاه تکلم شکر افشان
شکر زاییده گویی لعل جانان
شنیدم در صف فایز بود در
که دیده لؤلؤ اندر لعل و مرجان؟
فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » نسخه بدلهای دوبیتیها » شمارهٔ ۲۰
بهای این لب و دندان جانان
دهم ملک یمن، شهر بدخشان
چنین سودا مکن فایز که آخر
یقین دانم که می گردی پشیمان