فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۲
سرانجام گشت از جهان ناپدید
کلنگی به چنگ آمدش بردمید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۲
چو دهقان پرمایه او را بدید
رخ او شد از بیم چون شنبلید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۳
همه دشت یکسر پر از گور دید
ز قربان کمان کیان برکشید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۳
ز لشکر هرانکس که آن زخم دید
بران شهریار آفرین گسترید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
ز بوی زنان موی گردد سپید
سپیدی کند در جهان ناامید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
نخواهد جز از دست دختر نبید
کسی مردم پیر ازین سان ندید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
چو آمد به بالای ایوان رسید
ز در دختر میزبان را بدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
دو شیر ژیان پیش آن بیشه دید
کمان را به زه کرد و اندر کشید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
کنیزک بیاورد جامی نبید
می سرخ و جام و گل و شنبلید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶
چو یک موی گردد به سر بر سپید
بباید گسستن ز شادی امید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷
ازان شاه ایران فراوان ژکید
برآشفت وز روزبه لب گزید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸
ز دریای جوشان چو خور بردمید
شد آن چادر قیرگون ناپدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸
سوی کاخ بازارگانی رسید
به هر سو نگه کرد و کس را ندید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸
چو بازارگانش فرود آورید
مر او را یکی خوابگه برگزید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹
هرانکس که این تازیانه بدید
به بهرامشاه آفرین گسترید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰
چو خاقان چین این سخنها شنید
ز چین و ختن لشکری برگزید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰
که قیصر سپه کرد و لشکر کشید
ز چین و ختن لشکر آمد پدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰
به کاخیش نرسی فرود آورید
گرانمایه جایی چنانچون سزید
