گنجور

 
۱
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۲۰
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۳

 

هر سبزه که بر کنار جویی رُسته‌است،

گویی ز لبِ فرشته‌خویی رسته‌است؛

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی،

کان سبزه ز خاک لاله‌رویی رسته‌است.

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۴

 

مِی خور که فلک بهر هلاک من و تو

قصدی دارد به جانِ پاک من و تو

در سبزه نشین و میِ روشن می‌خور

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۵

 

دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد

کاو گِل به لگد می‌زد و خوارش می‌کرد

وان گِل به زبانِ حال با او می‌گفت:

ساکن! که چو من بسی لگد خواهی‌خورد!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۶

 

بردار پیاله و سبو ای دلجو

برگَرْد به گِردِ سبزه‌زار و لبِ جو

کاین چرخ بسی قَدّ‌ِ بُتانِ مَهْ‌رو

صد بار پیاله کرد و صد بار سبو!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۷

 

بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

سرمست بُدَم چو کردم این اوباشی

با من به زبانِ حال می‌گفت سبو:

من چون تو بُدَم، تو نیز چون من باشی!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۸

 

زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری

پُر کن قَدَحی بخور، به من دِهْ دگری

زان پیشتر ای پسر که در رَهْگُذری

خاک من و تو کوزه کند کوزه‌گری

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۹

 

* بر کوزه‌گری پریر کردم گذری

از خاک همی‌نمود هر دَم هنری

من دیدم اگر ندید هر بی‌بصری

خاک پدرم در کف هر کوزه‌گری!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۷۰

 

* هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟

انگشتِ فریدون و کَفِ کیخسرو

برچرخ نهاده‌ای، چه می‌پنداری؟

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۷۱

 

در کارگه کوزه‌گری کردم رای

بر پلهٔ چرخ دیدم استاد به‌پای

می‌کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کَلّهٔ پادشاه و از دست گدای!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۷۲

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده‌ است

در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ است

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که بر گردن یاری بوده‌ است!

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۷۳

 

در کارگهِ کوزه‌گری بودم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

هر یک به زبانِ حال با من گفتند:

«کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه‌فروش؟»

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴

 

گر من ز می مُغانه مستم، هستم

گر کافِر و گَبْر و بت‌پرستم، هستم

هر طایفه‌ای به من گمانی دارد

من زانِ خودم، چنانکه هستم، هستم

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۵

 

مِی خوردن و شاد بودن آیین من است

فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است

گفتم به عروسِ دَهْر: «کابین تو چیست؟»

گفتا:«دلِ خرّمِ تو کابینِ من است»

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۶

 

من بی مِی ناب زیستن نتْوانم

بی باده، کشیدِ بارِ تن نتْوانم

من بندهٔ آن دَمَم که ساقی گوید:

«یک جام دگر بگیر» و من نتْوانم

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۷

 

امشب می جامِ یک‌ مَنی خواهم‌ کرد

خود را به دو جامِ می غنی خواهم‌ کرد

اوّل سه طلاقِ عقل و دین خواهم‌ داد

پس دخترِ رَز را به زنی خواهم‌ کرد

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۸

 

* چون مُرده شوم، خاکِ مرا گُم سازید

احوالِ مرا عبرتِ مردم سازید

خاک تن من به باده آغشته کنید

وَز کالبدم خشتِ سَرِ خُم سازید

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۹

 

* چون درگذرم به باده شویید مرا

تلقین ز شرابِ ناب گویید مرا

خواهید به روز حَشْر یابید مرا؟

از خاکِ درِ میکده جویید مرا

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۰

 

* چندان بخورم شراب، کاین بوی شراب

آید ز تُراب، چون روم زیرِ تُراب

گر بر سر خاک من رسد مَخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۱

 

روزی که نهالِ عمر من کنده ‌شود،

و اجزام ز یک‌ دگر پراکنده شود

گر زان‌ که صراحیی کُنند از گِل من،

حالی که ز باده پُر کنی زنده شود

۲ بیت
خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۲

 

* در پای اجل چو من سرافکنده شوم

وز بیخِ امیدِ عمر برکنده شوم

زینهار! گِلَم به جز صراحی نکنید

باشد که ز بوی مِی دمی زنده شوم

۲ بیت
خیام
 
 
۱
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۲۰
 
تعداد کل نتایج: ۳۹۰