ساقیا بیا ز آفتاب می
می نما تو هی ذرّه پروری
هی بده مرا از ره وفا
کاسه ی زری آب آذری
آفتاب را در پیاله کن
هی پیاله را رشک لاله کن
خود به نام ما این حواله کن
زُهره را بده دست مشتری
رطل و جام ده هی به کام ده
هی به روز ده هی به شام ده
بر خواص ده بر کرام ده
بر دوام ده نی به سرسری
دختر رزان شد به ما حرام
پیر می فروش داده این نظام
بهر این عوام باده خلّری
بهر ما کرام باده کوثری
یک سبو به من ده ز قعر دن
در عوض بگیر جان و دل ز من
تا دهم به باد این غبار تن
بر فلک نهم پای از ثری
جان نثار آن لعل شکّری
دل فدای آن زلف عنبری
هان بیار از آن آب آذری
هی مرا رهان خود ز سرسری
بالله آمدم زین خودی به تنگ
خود به کیش عشق این جنونست و ننگ
می بیار هی با نوای چنگ
تا مگر شوم خود ز خود بری
در هوای می عمر گشت طی
ساقیا بیار شطّ و دجله هی
تا که افکنم خود به بحر می
تا در آن کنم من شناوری
یک غدیر خم بود در جهان
صد خُم و غدیر شد از او روان
هر خُمی از آن آمد احمدی
هر غدیر از آن گشت حیدری
جان نثارت ای ساقی ازل
دل فدایت ای باقی ابد
تا ابد ز تو مر، مرا رسد
هی وظیفه و هی مقرّری
بی توام به جان نیست خرّمی
فی المثل اگر هست یکدمی
هی به دل کند باد نشتری
بر جگر کند آب خنجری
یا علی بکن در دلم مقرّ
ده به جان من قوّت دیگر
زانکه در ولا نیست معتبر
فربهی تن یا که لاغری
یا علی مدد از تو می رسد
تا ابد همی یا علی مدد
کز ازل مرا نیست تا ابد
جز تو حافظی جز تو ناصری
ای حدوث تو همدم قدم
ای وجود تو سابق از عدم
ای به ممکنات ز بیش و کم
داده حق ترا حکم داوری
من خدای را خود ندیده ام
بر خدایی ات زان گُزیده ام
یا قبول کن آنچه دیده ام
یا مرا بده چشم دیگری
خود تو گفته یی من خدا نیم
ورنه من ترا خود نصیری ام
من نه زاهدم من نه دیری ام
عاشقم ترا چون تو دلبری
گر تو ممکنی ور تو واجبی
کی شناسمت من به واجبی
کس نداندت رتبه جز نبی
هرچه خوانمت زان تو برتری
مشتبه شوی کی تو با خدا
حق و مشتبه این سخن چرا
حق نمی شود مشتبه به ما
چون خدای را خود تو مظهری
ای به مصطفی یار و هم زبان
ای لسان حق را تو ترجمان
ای به حقّ تو خلق بدگمان
در خدایی ات جمله منظری
ای مخاطب از حق به یا علی
خطبه های حق از تو منجلی
از مقام خود کن تنزّلی
تا ترا کند عرش منبری
قدر و جاه تو نیست سرسری
هرچه گویمت زان تو برتری
هم فلک ترا کرده قنبری
هم ملک ترا کرده چاکری
ای ز نور تو طور مندکی
از طفیل تو عالم اندکی
جز تو سوی حق نیست مسلکی
هم تو ناظری هم تو منظری
هم تو حاضری هم تو ناظری
هم تو امری و هم تو آمری
هم تو فعلی و هم تو فاعلی
هم تو صادری هم تو مصدری
هم تو قادری هم تو قاهری
هم تو راحمی هم تو غافری
هم تو باطنی هم تو ظاهری
هم تو اوّلی هم تو آخری
هم تو کعبه ای هم تو قبله ای
هم تویی صفا هم تو مروه ای
هم تو حجری و هم تو زمزمی
هم تویی منی هم تو مشعری
هم به انبیا جمله رهبری
هم به اوصیا جمله سروری
هم خدای را عین و مظهری
هم رسول را بار و یاوری
در شجاعت و در دلاوری
می رسد ز حق برتو وز نبی
مرحبا از آن قتل مرحبی
آفرین از آن فتح خیبری
عمرو عبدود با همه یلی
روبرو چو شد با تو یا علی
جوشنش به بر کرد چادری
مغفرش به سر کرد معجری
من نکرده ام شاعری شعار
بهر سیم و زر یا که افتخار
زد چو بر سرم عشق هشت و چار
خویش را زدم من به شاعری
من «وفایی ام» مادح شما
دارم آرزو باشدم رجا
کزره وفا با همین ولا
سازی ای شها مدفنم غری
شد حسین تو کشته ی جفا
شد سرش جدا لیکن از قفا
من چگویمت سرّ ماجرا
چون تو واقفی چون تو مخبری
زیور زنان رفت سربسر
برده کوفیان هرچه سیم و زر
خود به جا نماند بهرشان مگر
کام خشگی و دیده ی تری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت ساقی برای نوشیدن شراب و تجلی عشق و معرفت الهی میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که شراب را از آفتاب بگیرد و در پیالهای بریزد. او به زیباییهای الهی اشاره کرده و از یک طرف جان و دلش را برای شراب میدهد و از طرف دیگر به عشق و وفای واقعی اشاره دارد. همچنین شاعر به مقام و جایگاه علی (ع) به عنوان الگوی جاودانه و نگاه داشتن چشم به حقیقت میپردازد. در این شعر، عشق به حق و اهتمام به بندگی خداوند و اولیای او محوریت دارد و شاعر در جستجوی وصال اوست. این اثر تلاشی است برای رهایی از خود و پیوستن به عشق معنوی و روحانی.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و همچون خورشید، شراب را نشان بده و به ما بنوشان که تو چون خورشید، پرتو افکنی و زندگیبخش هستی.
هوش مصنوعی: بده به من یک ظرف زرین پر از آب زلال و شیرین، تا از راه محبت و وفا استفاده کنم.
هوش مصنوعی: آفتاب را در پیاله بریز و به شکلی زیبا و دلانگیز آن را تزیین کن تا به لالهها حسودیش بیاید.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که خودت با توجه به نام ما، این کار را انجام بده و زهره را به مشتری بسپار.
هوش مصنوعی: به تو مقدار زیادی چیزی بده، و همچنین پیوسته در طول روز و شب به تو مِی و لذت و خوشی برسان.
هوش مصنوعی: بر مشکلات و چالشها و همچنین بر نیکوکاران و کارهای ماندگار، باید توجه کرد و نباید به سادگی از کنار آنها گذشت.
هوش مصنوعی: دختر باوقار به ما ممنوع شده است و پیرمی فروش این وضعیت را به ما داده است.
هوش مصنوعی: برای مردم عادی، شراب معمولی وجود دارد، اما برای ما افراد خاص و ارجمند، شراب کوثر ارائه شده است.
هوش مصنوعی: به من یک کوزه از عمق دنیا بده و در عوض جان و دل خود را به تو میسپارم.
هوش مصنوعی: من تا خود را از خاک برهانم و به آسمان پرواز کنم، به بادی که تنم را میوزد میسپارم.
هوش مصنوعی: جانم را به پای آن دندان شیرین میریزم و دل و وجودم را فدای آن زلف خوشبو میکنم.
هوش مصنوعی: ای کسی که آب آذری را به همراه داری، بیا و به من بده تا از این حالت سرسری و بیتوجهی نجات یابم.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و دلدادگیام از خودم فاصله گرفتم و این وضعیت، هم جنونآمیز است و هم مایه ننگ.
هوش مصنوعی: بیا و شراب بیاور و با صدای چنگ بزن تا شاید بتوانم از خودم جدا شوم و به حالت دیگری برسم.
هوش مصنوعی: در فضایی پر از خوشی و لذت، ای ساقی، لطفاً جوی و رود را بیاور تا از آن بنوشیم و از زندگی لذت ببریم.
هوش مصنوعی: میخواهم خود را به دریا بیفکنم تا در آن بتوانم شنا کنم و به تجربه و کشف دنیای جدید بپردازم.
هوش مصنوعی: در دنیای ما، هرچند اتفاقات زیادی رخ میدهد و ماجراهای مختلفی وجود دارد، اما برخی از رویدادها دارای عمق و اهمیت خاصی هستند که بر آثار دیگر تأثیر میگذارند. غدیری که در اینجا به آن اشاره شده، به یک لحظه یا رویداد خاص اشاره دارد که تأثیرش به اندازهای است که میتواند روح و معنای آنچه را که در اطراف ماست، تغییر دهد.
هوش مصنوعی: هر وقت که نام احمدی برده میشود، به یاد غدیر و فضائل علی (ع) میافتیم.
هوش مصنوعی: ای ساقی جاودانه، جانم را برای تو نثاری میکنم و دل در گرو تو دارم که همیشه باقی و دایمی هستی.
هوش مصنوعی: هر لحظه یاد تو برای من تازه است و همیشه نسبت به تو احساس وظیفه و مسئولیت دارم.
هوش مصنوعی: بدون تو، زندگی برایم هیچ خوشی و سروری ندارد، حتی اگر برای لحظهای هم باشد.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که کلام یا عمل تند و بیرحمانه میتواند تاثیر عمیقی بر احساسات و روح انسان بگذارد. مانند اینکه یک وزش تند باد میتواند بر روی قلب تأثیر بگذارد و جراحتی عمیق به وجود آورد. به طور کلی، این عبارت اشاره به اثرات منفی و آسیبزننده برخی ارتباطات یا تجربیات بر روح و روان فرد دارد.
هوش مصنوعی: ای علی، در دل من جایی بزن و به جان من نیرویی تازه ببخش.
هوش مصنوعی: به این دلیل که در نزدیکی خداوند، ظاهر و شکل جسمانی اهمیت ندارد، خواه شخصی چاق باشد یا لاغر.
هوش مصنوعی: کمک و یاری از تو، یا علی، به ما میرسد و این کمک تا همیشه ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: از ابتدا تا به ابد، تنها تو هستی که حافظ و نگهدار من هستی، هیچ کس دیگری نیست.
هوش مصنوعی: وجود تو همیشه همراه با قدمت است و وجودت قبل از عدم و عدم وجود داشته است.
هوش مصنوعی: ای کسی که به کائنات و امور مختلف از خوبی و بدی، حکم قضا و قدر را دادهاند.
هوش مصنوعی: من هرگز خدا را به چشم خود ندیدهام، اما به خاطر قدرت و عظمت او، به پرستش او پرداختهام.
هوش مصنوعی: یا آنچه را که من دیدهام بپذیر، یا به من چشمی بده که دیگر چیزها را ببینم.
هوش مصنوعی: تو خودت گفتهای که من خدا نیستم، وگرنه من خودم از تو حمایت میکنم.
هوش مصنوعی: من نه یک عبادتگزارم و نه متعلق به مکان مقدس، بلکه به خاطر عشق به تو، که دلربا هستی، عاشقم.
هوش مصنوعی: اگر تو ممکن باشی یا واجب، من چطور میتوانم تو را بشناسم در حالی که به واجب بودن تو توجه دارم؟
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که تو در چه جایگاهی هستی، جز پیامبران. هر چه از تو بگویم، تو از آن هم فراتر هستی.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است در حقیقت خود را با خداوند اشتباه بگیری و این نکته را دست کم بگیری؟
هوش مصنوعی: حقیقت برای ما گنگ نمیشود، زیرا تو خود مظهر خداوند هستی.
هوش مصنوعی: تو یار و همزبان مصطفی هستی، و مانند لسان حق، معانی را برای دیگران بیان میکنی.
هوش مصنوعی: تو که در حق خود راستگویی، برخی از مردم به تو بدگمانند و درکی نادرست از وجود تو دارند.
هوش مصنوعی: ای شنونده، از حقیقت به نام علی یاد کن؛ چرا که حق و حقیقت در کلام او برای تو نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: از موقعیت خود پایین بیایید تا شما را به مقامهای بالا برساند.
هوش مصنوعی: ارزش و مقام تو به سادگی نیست و هرچه به تو بگویم، از نظر برتری تو بیشتر است.
هوش مصنوعی: هر دو فضا و عالم، تو را به نوعی در بر گرفتهاند؛ از یک سو، آسمان تو را همچون قنبر (پیشخدمت) در خدمت خود دارد و از سوی دیگر، ملک (زمین و دنیا) تو را به عنوان خدمتگزار خود میشناسد.
هوش مصنوعی: ای که به نور تو کوه طور روشن شده و از برکت وجود تو، جهان به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: جز تو هیچ راهی به سوی حقیقت نیست، هم تو ناظر هستی و هم خود منظری که به آن نگاه میکنی.
هوش مصنوعی: تو همیشه در اینجا هستی، نظارت میکنی، و همه چیز تحت فرمان توست.
هوش مصنوعی: هم تو دارای فعل هستی و هم فاعل، هم تو منبعی برای صدور و هم منبعی برای ایجاد.
هوش مصنوعی: تو توانایی و قدرت داری، رحمت و بخشش نیز از آن توست و بر کسی غافل نیستی.
هوش مصنوعی: تو در باطن و ظاهر یکی هستی، تو در آغاز و پایان نیز یکسانی.
هوش مصنوعی: تو همان کعبه و قبلهای که در دلها جای داری، هم صفا و آرامش هستی و هم مروه و تلاش.
هوش مصنوعی: تو هم سنگ هستی و هم آب گوارا، تو هویتی و من نیز بخشی از توام، تو نور هستی و من نیز روشنایی.
هوش مصنوعی: همه پیامبران رهبری را بر عهده دارند و همه وصیها نیز مقام سروری و سرپرستی دارند.
هوش مصنوعی: در این جا به یک جنبه از خدا و رسول اشاره شده است. خداوند با ویژگیهایی خاص و به صورت عینی وجود دارد و در کنار آن، رسولان او نیز به عنوان پشتیبان و راهنمای بندگان عمل میکنند. این بیان به رابطه نزدیک میان خدا و رسولانش و نقش مهم آنها در هدایت انسانها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در شجاعت و دلاوری، از حق و پیامبر بر تو روشنی میافتد.
هوش مصنوعی: سلام و درود بر آن کسی که مرحب را کشت و آفرین بر آن پیروزی در خیبر.
هوش مصنوعی: زمانی که عمر بن عبدود، با تمام قدرت و شجاعتش، در برابر تو، ای علی، قرار گرفت.
هوش مصنوعی: او چادرش را بر دوش انداخت و کلاهی بر سر گذاشت.
هوش مصنوعی: من برای کسب پول و شهرت به سرودن شعر پرداختهام نیستم.
هوش مصنوعی: وقتی عشق بر من غالب شد، شروع به سرودن شعر کردم و خویشتن را در دنیای شعر غرق کردم.
هوش مصنوعی: من وفا دارم و در وصف شما سخن میگویم و امیدوارم که آرزویی برایم باشد.
هوش مصنوعی: ای شاه، با همین وفا، تماشا کن! من در گورستانی غریب به خاک سپرده شدهام.
هوش مصنوعی: حسین به خاطر ظلم و ستم جان باخت و سرش از بدن جدا شد، اما از پشت (یا از پشت سر) به او ضربه زده شد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تو را از داستان ما مطلع کنم وقتی خودت از همه چیز باخبری؟
هوش مصنوعی: زنان زیبا و فریبنده به عنوان تزیین و آراستگی، همه طلا و نقرههای کوفیان را برداشتند.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که برایشان باقی میماند، آرزوی خوشی و اشکهای خشک شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.