در موج و حباب و آب دریاب
آن آب در این حباب دریاب
ما را به کف آر عارفانه
خوش ساغر پرشراب دریاب
بر دیدهٔ ما نشین زمانی
آن لعبت بی حجاب دریاب
هر برگ گلی که رو نماید
در عارض او گلاب دریاب
خوش روشنی است در شب و روز
مه را نگر آفتاب دریاب
گنجی است حدیث کنت کنزاً
آن گنج در این خراب دریاب
بحریست نموده رو به قطره
در قطره و بحر آب دریاب
بالذات یکی و بالصفت صد
یک عین به صد حباب دریاب
گوئی جامیم یا سرابیم
بردار ز رخ نقاب دریاب
جامی و شراب و رند و ساقی
هم مغربئی و هم عراقی
در هر دو جهان یکیست بی شک
آن یک بطلب ز عین هر یک
در وحدت و کثرتش نظر کن
تا دریابی تو هر دو نیکک
یک باده و صد هزار جام است
یک را بشمار تا شود لک
مکتوب و کتابتی و کاتب
گر حرف خودی چو ما کنی حک
امروز شکست توبهٔ ما
روزی است خجسته و مبارک
آوازهٔ ما گرفت عالم
مانند سخای آل برمک
ای طالب گنج کنت کنزاً
در کنج دلت بجوی بی شک
جامی و شراب و رند و ساقی
هم مغربئی و هم عراقی
همدم شده اند نائی و نی
این یک مائیم و آن دگر وی
جامیست پر از شراب دریاب
می جام میست و جام می می
عالم به وجود اوست موجود
بی جود وجود اوست لاشئی
هر زنده دلی که کشتهٔ اوست
در مذهب ماست دائماً حی
از خود بطلب مراد خود را
زیرا که توئی مراد هی هی
گوئی که به ترک باده گفتی
حاشا حاشا نگفته ام کی
در مجلس عاشقان سرمست
این قول بگو به نالهٔ نی
جامی و شراب و رند و ساقی
هم مغربئی و هم عراقی
بی نقش خیال روی آن ماه
عالم همه چیست نقش خرگاه
صورت جامست و معنیش می
باطن خورشید ظاهراً ماه
معشوق خودیم و عاشق خود
تا ما از ما شدیم آگاه
جانبازانیم در ره عشق
صد جان به جویی بود در این راه
دل خرگه و ترک عشق سرمست
یارب چه خوش است ترک و خرگاه
در نیم شب از درم درآمد
خورشید که دید در سحرگاه
هر بار که دیدمش بگفتی
ای نور دو چشم نعمت الله
جامی و شراب و رند و ساقی
هم مغربئی و هم عراقی
این شعر که گفتهایم ازذوق
درّی است که سفتهایم از ذوق
نقشی است خیال مهر رویش
کز دیده نهفتهایم از ذوق
خاشاک خودی ز راه هستی
ما پاک برفتهایم از ذوق
در گلشن بوستان توحید
چون گل بشکفتهایم از ذوق
ترجیع خوشی که گفتهٔ ماست
سرّی است نهفتهایم از ذوق
بر خاک در شرابخانه
مستانه نخفتهایم از ذوق
با هر یاری در این خرابات
این نکته بگفتهایم از ذوق
جامی و شراب و رند و ساقی
هم مغربئی و هم عراقی
آمد ساقی و جام در دست
در دیدهٔ ما چو نور بنشست
از دیده بد سترد و بربود
نقشی که خیال غیر می بست
آن توبهٔ زاهدانهٔ ما
رندانه به یک پیاله بشکست
ما سرخوش چشم مست ساقی
می بر کف و زلف یار بر دست
خوشوقت کسی که همچو سید
از بود و نبود خویش وارست
سرمستانیم و در خرابات
گوئیم به یاد رند سرمست
در حال همین سرود گوید
هر گه که کسی به نزد ما هست
جامی و شراب و رند و ساقی
هم مغربئی و هم عراقی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و سرمستی میپردازد. شاعری عارفانه به جستجوی حقیقت و یگانگی در ابیاتش اشاره میکند. او به ساغی و شراب به عنوان نماد عشق و معرفت نگاه میکند و از وحدت و کثرت موجود در عالم سخن به میان میآورد. شاعر بر اهمیت سعی و تلاش در شناخت خود و خدا تأکید دارد، و به زیباییهای هستی در هر دو جهان اشاره میکند.
در این شعر، احساسات عاشقانه و هستیشناسی به هم آمیخته شدهاند. شاعر از جام و شراب به عنوان وسایل آگاهی و عشق استفاده میکند و به رهایی از زهد و توبه زاهدانه میپردازد. در نهایت، این اثر، پیامی از شادمانی و سرمستی را به همراه دارد که در آن، عشق و معرفت در یکدیگر تجلی مییابند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، مانند موج و حباب، چیزی پایدار نیست. به عمق این پدیدهها نگاه کن و واقعیت را درک کن.
هوش مصنوعی: ما را به دستانت بگیر و با عشق و معنویت فراوان، ما را در جمع دوستانی با نوشیدنی سرشار از شوق و محبت قرار ده.
هوش مصنوعی: مدتی بر چشمان ما بنشین و زیبایی آشکارت را نشان بده.
هوش مصنوعی: هر گلی که در چهره او نمایان شود، عطر گلاب را دریاب.
هوش مصنوعی: زیبایی و درخشندگی نور در شب و روز را ببین و به آفتاب توجه کن.
هوش مصنوعی: این سخن گنجی ارزشمند است که باید آن را دریابی، چرا که این گنج در میان ویرانهها پنهان است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که دریایی در برابر یک قطره، درون همان قطره وجود دارد. به عبارتی دیگر، عمق و گستردگی دریا را میتوان در کوچکترین چیزها نیز جستجو کرد.
هوش مصنوعی: اصل وجود یکی است، اما در ویژگیها و صفات، تنوع بسیاری دارد. مانند اینکه یک حقیقت، به تعدادی حباب تبدیل میشود. با این نگاه، سعی کن واقعیت را درک کنی.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که ما مثل یک جام یا سراب هستیم؛ ما را از چهرهات پنهان نکن و به ما توجه کن.
هوش مصنوعی: در این بیت به دو نوع فرهنگی اشاره شده است: یکی فرهنگ مغرب، که به سرزمینهای غربی اشاره دارد، و دیگری فرهنگ عراق، که به سرزمینهای شرقی مربوط میشود. در اینجا، به مسائلی مانند شراب، عشق، رند (انسانی خوشصحبت و شوخطبع) و ساقی (مردمشربی) پرداخته شده که در هر دو فرهنگ وجود دارند و به نوعی این مفهوم را منتقل میکند که این عناصر مشترک در هر دو فرهنگ تجربه میشوند.
هوش مصنوعی: در هر دو دنیا، حقیقتی واحد وجود دارد و بدون تردید آن حقیقت را از وجود هر یک جستجو کن.
هوش مصنوعی: به تنهایی و تعدد چیزها توجه کن تا بتوانی هر دو را به خوبی بشناسی.
هوش مصنوعی: یک لیوان نوشیدنی کافی است، زیرا در پشت آن هزاران جام وجود دارد. یکی را بشمار تا راهی برای رسیدن به هدف پیدا کنی.
هوش مصنوعی: اگر نوشتهای وجود دارد و نویسندهای هم هست، اگر تو هم مانند ما به بیان حرفهای درونیات بپردازی، آن را به ثبت میرسد.
هوش مصنوعی: امروز، روزی خوش و خوب است که ما تصمیم به شکستن عهد و پیمان خود داریم.
هوش مصنوعی: شهرت ما در جهان مانند بخشش و سخاوت خاندان برمک است.
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال گنج هستی، در خزانه وجود خودت بگرد و بدون شک به آن دست خواهی یافت.
هوش مصنوعی: در این بیت، به اشاره به مفهومهایی از عشق و زندگی اشاره شده است. جام و شراب به عنوان نمادهایی از شادابی و لذت زندگی به کار رفتهاند، و رند و ساقی نمایانگر افرادی هستند که در این لذتها سهیماند. همچنین، تشابه میان مغرب و عراق نشاندهندهی این است که این زیباییها و لذتها در همه جا قابل مشاهدهاند و فرقی نمیکند که در کجا زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: نی و نای همدیگر را همراه و همدم میدانند؛ یکی از آنها ما هستیم و دیگری شخص دیگری.
هوش مصنوعی: این بیتی به مفهوم لذت بردن از زندگی و بهرهمندی از خوشیها اشاره دارد. در آن به جامی پر از شراب اشاره میشود که نمادی از شادی و نشاط است، و دعوت به نوشیدن از این جام میشود. این پیام نشاندهنده اهمیت چشیدن لذتها و بهرهمندی از لحظات خوب زندگی است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که همه چیز در جهان به واسطه وجود او (خدا) وجود دارد و بدون او هیچ چیزی حقیقت ندارد. موجودات تنها به خاطر وجود او معنا پیدا میکنند و در غیاب او، هیچ چیز ارزش و وجودی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق و محبت دلی را از دست داده، در دین و آیین ما همیشه زنده و با نشاط است.
هوش مصنوعی: از خودت درخواست کن آنچه را که میخواهی، چرا که خود تو همان خواستهات هستی. پس بیدار باش و به آنچه در درونت است توجه کن.
هوش مصنوعی: گویی که به مینوشی گفتهای هرگز، هرگز، من این را نگفتهام.
هوش مصنوعی: در جمع عاشقان، با شوق و هیجان، این سخن را به صدای دلنشین نی بازگو کن.
هوش مصنوعی: جام و شراب، رند و ساقی هر دو از عراق و مغرب هستند.
هوش مصنوعی: اگر نقش خیال آن ماه زیبا نباشد، پس همه چیز در این عالم چه معنا دارد و چه ارزشی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: صورت جام نماد ظاهری است و معنایش به عمق و باطن آن اشاره دارد، همچون خورشید که در واقعیت نورش را میتاباند، ولی به شکل ماه دیده میشود.
هوش مصنوعی: ما عاشق هم هستیم و در عشق خود غرق شدهایم تا زمانی که از حقیقت خود باخبر شدیم.
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که در مسیر عشق جانفشانی کردهایم و در این راه، آمادهایم تا جانهای زیادی را فدای عشق کنیم.
هوش مصنوعی: دل مثل یک منزلگاه است و عشق مثل یک سفر خوشی است. ای کاش این ترک و این منزلگاه، هر دو به اندازهای دلنشین و خوشایند باشند.
هوش مصنوعی: در نیمه شب، خورشید از در خانهام بیرون آمد و در سپیدهدم را مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: هر بار که او را میدیدم، با خود میگفتم که تو پدیدهای روشن و نعمت بزرگ خدا هستی.
هوش مصنوعی: در این مصرع، اشاره شده که هر دو طرف یعنی رندی و محبت، مانند شراب و ساقی، در دو منطقه مختلف، چه در مغرب زمین و چه در عراق، وجود دارد. این نشاندهندهی فراگیر بودن فرهنگ و عشق به می و معشوق در هر دو جا است.
هوش مصنوعی: این شعر که سرودهایم به دلیل لذتی است که از زیبایی و هنر گرفتهایم.
هوش مصنوعی: تصویری است از عشق و زیبایی چهرهاش که از نگاه پنهان کردهایم و این امر ناشی از شوق و لذت ماست.
هوش مصنوعی: ما از راه هستی خود، دلمشغولیها و ناچیزات را کنار گذاشتهایم و با اشتیاق و لذت بینظیری پیش میرویم.
هوش مصنوعی: در باغ توحید مانند گلی شکفتهایم و از زیبایی و شادی آن لذت میبریم.
هوش مصنوعی: خوشی که ما بیان میکنیم، یک راز پنهانی است که با شوق و لذت درون ما به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: ما با شوق و شادمانی در شرابخانه، بر خاک نشسته و خواب نمیرویم.
هوش مصنوعی: در هر جمعیتی که در این مکان شلوغ و پرچالش حضور داریم، این نکته را با شادی و ذوق بیان کردهایم.
هوش مصنوعی: شراب و قهرمان و میپرست و خدمتگزار، هم از سرزمین مغرب هستند و هم از سرزمین عراق.
هوش مصنوعی: ساقی آمد و جامی در دست داشت، و مانند نوری در دل ما نشسته است.
هوش مصنوعی: دیده را از نگاه بد پاک کرد و تصویری که خیال دیگران ساخته بود را از بین برد.
هوش مصنوعی: توبهی زاهدانه و ریاکاری ما به راحتی و با یک نوشیدنی شکست خورد.
هوش مصنوعی: ما شاد و خوشحالیم و چشممان به ساقی است که نوشیدنی در دست دارد، در حالی که زلف یار نیز بر دستانمان قرار دارد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که مانند سید، از وابستگی به داراییها و کمبودهای زندگی آزاد شده باشد.
هوش مصنوعی: ما در حالتی سرخوش و شاداب هستیم و در محفل های عیش و نوش، به یاد رند و شادابانی که مانند ما هستند، صحبت می کنیم.
هوش مصنوعی: هر بار که کسی به نزد ما میآید، ما هم همین آهنگ را میخوانیم.
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف یک وضعیت خاص پرداخته میشود که در آن، عشق و شادمانی به واسطه نوشیدنی و فضای خوشایند به وجود آمده است. شخصیتهای مختلفی مانند رند و ساقی در این فضا حضور دارند و این فضا هم جنبههای مغربی و هم عراقی را به خود گرفته است، یعنی ترکیبی از فرهنگها و آداب و رسوم گوناگون را شامل میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.