گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

دردمندانه بیا ما را طلب

درد دل جانا ز بودردا طلب

در چنین دریای بی پایان درآ

عین ما را هم ز عین ما طلب

طالب و مطلوب را با هم نگر

جای آن بی جای ما هر جا طلب

چشم ما روشن به نور روی اوست

نور او در دیدهٔ بینا طلب

هر کجا کنجیست گنجی در ویست

گنج اسما در همه اشیا طلب

عارفانه دامن هر یک بگیر

حضرت یکتای بی همتا طلب

در خرابات مغان مستانه رو

نعمت الله را در آنجا وا طلب

 
حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.