گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

هر که او عین ما به ما جوید

یابد او هر چه از خدا جوید

دُرد دردش به ذوق می نوشد

دردمندی که او دوا جوید

مبتلائی که یافت ذوق بلا

روز و شب از خدا بلا جوید

در خرابات عشق مست و خراب

دائما گردد و مرا جوید

جام گیتی نما گرفته به دست

هرچه او را سپرده واجوید

عقل باشد ز عشق بیگانه

آشنا یار آشنا جوید

رند مستی که نعمت الله یافت

دنیی و آخرت کجا جوید

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.