گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بیا ای ساقی مستان خدا را

که مشتاقند سر مستان خدا را

اگر خرقه نمی گیری گروگان

بده جامی به درویشان خدا را

طبیب دردمندانی نظر کن

که دارم درد بی درمان خدا را

برو ای عقل سودائی چه جوئی

ز جان بی سر و سامان خدا را

ز سر مستان گلشن ذوق ما جو

که کم دانند هشیاران خدا را

خراباتست و ما مست و خرابیم

حریف مست می خواران خدا را

نباشم یک دمی بی نعمت الله

که پیدا دیدم و پنهان خدا را

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ