گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۰۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دیده تا نور روی او دیده

هرچه دیده همه نکو دیده

زلف و رویش به همدگر نگرد

کفر و اسلام مو به مو دیده

چشم دریادلی است دیدهٔ ما

در نظر آب سو به سو دیده

دیدهٔ ما یکی یکی بیند

گر چه احول یکی به دو دیده

دیده در آینه نگاهی کرد

جان و جانانه روبرو دیده

چند گوئی که من نمی بینم

روشنست آفتاب کو دیده

نعمت الله نظر از او دارد

نور او را به نور او دیده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.