گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

شد روان آب حیات ما به جو

عین ما می جو از این دریا و جو

آب را می نوش از جام حباب

تشنهٔ آب خوشی از ما بجو

عشق سرمستست در کوی مغان

می رود دل در پی او کو به کو

بشنو و از خود سخن دیگر مگو

هرچه گوید او بگو آنرا بگو

چشم ما روشن به نور روی اوست

لاجرم بینیم ما او را به او

موج دریائیم و دریا عین ما

خوش همی گردیم دائم سو به سو

در چنین آئینهٔ گیتی نما

سید و بنده نشسته روبرو

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.