گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن

در خرابات فنا جام بلا را نوش کن

سرخوشانه پای کوبان از در خلوت در آ

دست دل با دلبر سرمست در آغوش کن

ذوق سرمستی اگر داری در آ در میکده

آتشی درخوردن و چون خم می خوش جوش کن

زاهدی گر گویدت از باده نوشی توبه کن

جرعه ای در کام جانش ریز گو خاموش کن

پادشاه عشق خوش در غارت ملک دلست

گر تو را عشقست جان ، دل فدای اوش کن

مطربا قولی بگو عشاق را خوشوقت ساز

ساقیا جامی بیار و عالمی مدهوش کن

نعمت الله این سخن از ذوق می گوید به تو

ذوق اگر داری بیا و عاشقانه گوش کن

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید جواد مرتضوی اناری در ‫۱ سال قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۵ نوشته:

عرض ادب
گر تو را عشقست جان ، دل{را} فدای اوش کن، صحیح تر نیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.