گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

فارغیم از وجود و هم ز عدم

بی خبر از حدوث و هم ز قدم

در خرابات مست می گردیم

رند و ساقی رسیده ایم به هم

ای که گوئی شراب می نوشی

خوش سؤالی جواب هست نعم

از وجود ای عزیز ما بگذر

شادمان باش در عدم به نعم

خوش بود همدمی چو جام شراب

گر چه باشد دمی چنان همدم

عشق آمد طرب به ما بخشید

خیر ما بود در چنین مقدم

در دو عالم یکی بود سید

وحده لاشریک له فافهم

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.