گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۱۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

مائیم ز نار عشق آدم

مائیم ز نور مهر خاتم

ما در دم عشق همچو نائیم

او در دم ما چو روح در دم

دردیست مرا ورای درمان

زخمی است مرا به جای مرهم

مائیم به وصل دوست دلشاد

مائیم ز هجر یار در غم

گه شبنم گلستان عشقیم

گاهی شده جمع و آمده یم

در ملک قدم قدم نه از عشق

تا گویندت که خیر مقدم

از لوح ضمیر نعمت الله

برخوان تو رموز اسم اعظم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.