گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
شاهدی

چون در صفت آن لب شکر شکن آیم

با معنی بس نازک و شیرین سخن آیم

با سرو و صنوبر نشود ملتفتم دل

بی قامت رعنای تو گر در چمن آیم

طوطی صفتم روی در آئینه به پیش آر

تا صورت خود بینم و اندر سخن آیم

چون غنچه به فکر دهنت پیرهن از شوق

صد پاره کنم تیر ز دل خونین بدن آیم

از باغ جمال تو عجب نیست اگر من

با سرو و گل و سنبل و با یاسمن آیم

فکرم به خیالات میان تو چو تنگ است

با تنگ ولی هم به خیال دهن آیم

ای شاهدی از محنت غربت گله تا چند

کو زاد ره و راحله تا با وطن آیم