گنجور

شمارهٔ ۹۸

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

چون در صفت آن لب شکر شکن آیم

با معنی بس نازک و شیرین سخن آیم

با سرو و صنوبر نشود ملتفتم دل

بی قامت رعنای تو گر در چمن آیم

طوطی صفتم روی در آئینه به پیش آر

تا صورت خود بینم و اندر سخن آیم

چون غنچه به فکر دهنت پیرهن از شوق

صد پاره کنم تیر ز دل خونین بدن آیم

از باغ جمال تو عجب نیست اگر من

با سرو و گل و سنبل و با یاسمن آیم

فکرم به خیالات میان تو چو تنگ است

با تنگ ولی هم به خیال دهن آیم

ای شاهدی از محنت غربت گله تا چند

کو زاد ره و راحله تا با وطن آیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۸۳

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.