گنجور

شمارهٔ ۴۸

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

هر چه آن سرو ناز می گوید

شرح عمر دراز می گوید

پیش نازش دل شکسته ما

روز و شب از نیاز می گوید

چون حدیث از دهان او گذرد

دل سخن را به راز می گوید

حال خود را به شمع پروانه

بس بسوز و گداز می گوید

دل به تنگ است از رقیب که او

سخن رفته باز می گوید

شاهدی را دلش چو می سوزد

سوز با اهل ساز می گوید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۴۲

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط