گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

ای طاق دو ابروی تو محراب جبینها

خاک سر کوی تو به از خلدبرینها

گفتی که منم سرور و سرحلقه خوبان

ای شاه کسی نیست شک و شبهه درینها

از شرم لب لعل تو سرچشمه حیوان

اندر ظلمات است نهان زیر زمینها

با زلف و خط و خال و دو چشم و خم و ابرو

حسن تو بر انگیخت بسی فتنه براینها

سرها همه شد خاک و تو آشوب جهانی

لطفی کن و بگذر به کرم از سراینها

تا کی بکشم جور و جفاهای رقیبان

برکش ز میان تیغ و خلاصم کن از اینها

ای شاهدی ار یار ترا عهد و وفا نیست

خوش باش که اینها نبود عادت اینها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۱۴

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ