بونجیب آنکه بود شیخ مهین
چونکه کردی به سالکی تلقین
نزد خویشش به ناز بنشاندی
نامهای خدا بر او خواندی
پس نظر کردی از پی تدبیر
تا کدامین کند در او تأثیر
از هر آن اسم کو شدی ز مقام
گفتیش ذکر کن بدین به دوام
چون در آن اسم کار او بنماند
باز دیگر هم آنچنان میخواند
باز از اسمی که رخ بدو بنمود
نیز ذکرش بدان همی فرمود
تا به بعضی و یا نه خود به تمام
متصف گشتی آن مرید به کام
رهروان را نظر چنین باید
مرشدی را چنین کسی شاید
اندرین عصر کمتر است این کار
زینهار ای عزیز من زنهار
تا زغولان فریب مینخوری
هر کسی را نه مرد ره شمری
عاقل آنست کز سر فکرت
گیرد از حال دیگران عبرت
ابلهان را نگر در این ایام
شیخ خود کرده قلتبانی خام
عشوه خر جمله، دین فروش همه
بی می و کاس در خروش همه
منکر علم و حکمت و توحید
خواه تو شیخ گیر و خواه مرید
ظلمت ونور این چه بی خبری است
جاهلی و ولایت این چه خری است
آن یکی گفته لا الاه بگوی
رو بر این باش و هیچ چیز مجوی
هیچ تبدیل خلق ناکرده
وز عزازیل عشوهها خورده
خود ندانسته هِر مِنْاَلْبِر باز
ذم زده از جهان عالم راز
ز اندرون کبر و شرک و نخوت و جاه
به زبان «لا الاه الا الله»
ننشیند سگ و فرشته بهم
با حدث چون کنی حدیث قدم
مردم چشم وانگهی خاشاک
نور توحید و خلق بد حاشاک
خانه کردی ز «لا» پر ازجاروب
خود یکی زان بس است خانه بروب
چونکه صحن سرای ناپاک است
نفس جاروب عین خاشاک است
روی آئینه را چو کرد سیاه
گشت رنگ سپید رنگ سیاه
ذکر را نیست حاجتی به غریو
بانگ کردن دروست حیلۀ دیو
تادماغش ز بانگ کوب خورد
هر طنینی خطاب حق شمرد
وهمها را وجودی انگارد
دیو خود را فرشته پندارد
در خیالات خیره و اوهام
بازمانده چو صاحب سرسام
گر خیال است ذوق عالم پاک
حبذا بنگ و خرما تریاک
حاش للّه ز مردم آگاه
زین چنین صورتی معاذاللّه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، سخنان عمیق و هشدارآمیز درباره تحصیلات دینی و راهنماییهای معنوی بیان میشود. شاعر به داستانی از شیخی اشاره میکند که به یک مرید تلقین میکند و نامهای خدا را بر او میخواند. با این حال، شاعر به این نکته اشاره میکند که برخی از آموزهها ممکن است مبهم و سطحی باشند و اخطار میدهد که نباید فریب ظاهر را خورد. او به عاقلان یادآوری میکند که باید از تجربههای دیگران عبرت بگیرند و از شناخت نادرست از مسائل دینی دوری کنند.
شاعر به نقد افرادی میپردازد که به ظواهر دین چسبیده و از حقیقت آن غافلاند و میگوید که گاهی افراد فریب خورده، میان علم و جهل تفاوتی نمیگذارند. او همچنین تأکید میکند که حقیقت با بانگ و هیاهو به دست نمیآید و بسیاری از افراد در خیال و وهم گرفتار شدهاند. او در نهایت میگوید که باید از شناخت صحیح و واقعی پرهیز کرد و از دانش حقیقی دور نشد.
هوش مصنوعی: در اینجا به فردی اشاره میشود که در مقام یک شیخ یا استاد معنوی قرار دارد و به کسی که در حال سفر معنوی است، راهنمایی و نصیحت میکند. این شیخ، به خاطر مقام و دانش خود، بر اهمیت شناساندن راه درست به سالک تأکید میکند و این عمل را نشاندهنده جایگاه او میداند.
هوش مصنوعی: تو با ناز و محبت خود، نامهای خدا را بر او خواندی و او را به خود نزدیک کردی.
هوش مصنوعی: پس وقتی که به فکر چارهجویی افتادی، باید ببینی کدام کار موفقیت بیشتری به همراه دارد.
هوش مصنوعی: هر نامی که از مقام و منزلت تو خبر میدهد، همیشه آن را به یاد داشته باش و ذکر کن.
هوش مصنوعی: وقتی که در آن عمل، نام او باقی نماند، دوباره هم همانطور که قبلاً بود، عمل میکند.
هوش مصنوعی: مجددًا از نامی که چهرهاش را به من نشان داد، نیز دربارهاش سخن میگفت.
هوش مصنوعی: تو به ویژگیهایی که مد نظر بود، یا به کلی به آنها دست یافتی و حالا به آرزوی خود رسیدهای.
هوش مصنوعی: مسافران و رهگذران باید برای خود راهنما و مرشد مناسب و شایستهای انتخاب کنند.
هوش مصنوعی: در این زمان، انجام چنین کاری بسیار کم شده است. پس ای عزیز من، مراقب باش و محتاط باش.
هوش مصنوعی: هرگز فریب افراد را نخور، زیرا همه آنها شایسته اعتماد نیستند.
هوش مصنوعی: انسان باهوش کسی است که از تفکر خود، تجربهها و وضعیت دیگران را درس بگیرد و عبرت بگیرد.
هوش مصنوعی: در این روزها، نادانها را ببین که از راه خود منحرف شده و به شیخی که آگاهی کافی ندارد، تکیه کردهاند.
هوش مصنوعی: عشق و دلبر همگی به سمت خرید و فروش دین و ایمان میل دارند و در این میان، همه بیخیال از میستانی و شور و شوق در حال خوشگذرانی هستند.
هوش مصنوعی: فارغ از اینکه تو چقدر به علم، حکمت و توحید باور داری، چه به عنوان استاد و چه به عنوان شاگرد، این موضوع را انکار نکن.
هوش مصنوعی: این شعر به تضاد میان تاریکی و روشنایی اشاره دارد و از جهل و نادانی صحبت میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که چه اندازه افراد از حقیقت و معرفت دور هستند و در عین حال به وضعیت حاکمیت و رهبری نیز انتقاد میکند. در واقع، این ابراز نگرانی از ناآگاهی و ضعف در امور اجتماعی و سیاسی است.
هوش مصنوعی: یک نفر گفته است که فقط بگو "لا اله" و به این امر پایبند باش و به هیچ چیز دیگری توجه نکن.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به سادگی تغییر کند و از دستدادنِ زیباییهای روحانی بهرهبرداری کند؛ او مانند عزازیل است که از فریبندگیها لذت برده است.
هوش مصنوعی: اگرچه خود را نمیشناسم، هنوز با کلامم به دیگری از رازهای این جهان عیب میزنم.
هوش مصنوعی: از دل کبر و ریا و خودپسندی و مقامگرایی، با زبان به گفتن «لا اله الا الله» میپردازم.
هوش مصنوعی: سگ و فرشته نمیتوانند در کنار یکدیگر بنشینند و با هم صحبت کنند، زیرا وجود نجاست مانع از این امر میشود. پس هنگامی که میخواهی صحبت از قدمت و بزرگی کنی، باید مراقب باشی که در کنار چه کسانی هستی.
هوش مصنوعی: مردم چشم دارند، اما در واقع چیزهای بیارزشی را میبینند، در حالی که نور حقیقت (توحید) و آفرینش واقعی را نادیده میگیرند.
هوش مصنوعی: اگر خانهات را با چیزهای اضافی پر کردهای، برای پاک کردن و مرتب کردن آن، فقط یکی از آنها کافی است. بنابراین، به سراغ خانهات برو و آن را تمیز کن.
هوش مصنوعی: زمانی که محیط اطراف ناپاک است، نفس آدمی مانند جاروبی است که فقط زبالهها و آشغالها را جمعآوری میکند.
هوش مصنوعی: وقتی روی آینه را سیاه کردند، رنگ سفید تبدیل به رنگ سیاه شد.
هوش مصنوعی: ذکر و یاد خدا نیازی به سر و صدای زیاد و زدن به دنگ و فریاد ندارد؛ این کار تنها فریب و ترفند شیطان است.
هوش مصنوعی: به خاطر صدای کوبش بر مغزش، هر صدایی را نشانهای از سخن حق دانست.
هوش مصنوعی: انسان ممکن است که خیالات و تصورات خود را واقعی ببیند و حتی دشمنان و مشکلاتش را به عنوان دوستان و نعمتها در نظر بگیرد.
هوش مصنوعی: در افکار و تصورات گیج و سردرگم مانده مثل کسی که دچار جنون شده است.
هوش مصنوعی: اگر همه چیز خیال و تصوری است، آنگاه لذت و شوق واقعی در چیزهای سادهای چون نوشیدنی و خرما و حتی تریاک بسیار ارزشمند و خوشایند است.
هوش مصنوعی: از خداوند پناه میطلبم از آگاهی مردم نسبت به چنین وضعیتی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.