گنجور

 
شیخ محمود شبستری

اول اعجاز خلق هر دو جهان

کرد ایزد به جملۀ قرآن

چونکه عاجز شدند «لایأتون»

گشت نازل ز حضرت بیچون

بعد از آن امتحان به «عشر سور»

کرد با جمله خلق بار دگر

باز عاجز شدند با که و مه

گفت «فأتو بسورة مثله»

نص «لن تفعلوا» بیامد باز

به حدیثی تمام کرد اعجاز

با وفور دواعی ایشان

سوی ابطال معجز قرآن

همه از عاجزی فرو ماندند

لوح «لم تفعلوا» فرو خواندند

هر حدیثی از اوست بی مانند

معجزاتش نگر که باشد چند

معنیش خود برون ز حصر و عدد

«نفدالبحر قبل ان تنفد»

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

چون بیامد بوعده بر سامند

آن کنیزک سبک زبام بلند

برسن سوی او فرود آمد

گفتی از جنبشش درود آمد

جان سامند را بلوس گرفت

[...]

مسعود سعد سلمان

چیست آن کاتشش زدوده چو آب

چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب

نیست سیماب و آب و هست درو

صفوت آب و گونه سیماب

نه سطرلاب و خوبی و زشتی

[...]

ابوالفرج رونی

ثقة الملک خاص و خازن شاه

خواجه طاهر علیک عین الله

به قدوم عزیز لوهاور

مصر کرد و ز مصر بیش به جاه

نور او نور یوسف چاهی است

[...]

سنایی

ابتدای سخن به نام خداست

آنکه بی‌مثل و شبه و بی‌همتاست

خالق الخلق و باعث الاموات

عالم الغیب سامع الاصوات

ذات بیچونش را بدایت نیست

[...]

وطواط

الترصیع مع التجنیس

تجنیس تام

تجنیس تاقص

تجنیس الزاید و المزید

تجنیس المرکب

[...]