گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال

که هم جمال جهانی و هم جهان جمال

ز روی پرده برافگن که خلق را عید است

هلال ابروی تو همچو غرهٔ شوال

محیط لطف چو دریا مدام در موج است

میان دایرهٔ روی تو ز نقطهٔ خال

رخ تو بر طبق روی تو بدان ماند

که بر رخ گل سرخ است روی لالهٔ آل

ز نور چهرهٔ تو پرتوی مه و خورشید

ز قوس ابروی تو گوشه‌ای کمان هلال

به پیش تست مکدر چو سیل و تیره چو زنگ

به روشنی اگر آیینه باشد آب زلال

ز خرقه‌ها بدر آیند چون کند تاثیر

شراب عشق تو در صوفیان صاحب حال

به وصف آن دهن و لب کجا بود قدرت

مرا که لکنت عجز است در زبان مقال

گدای کوی توام کی بود چو من درویش

به نزد چون تو توانگر عزیز همچون مال

ز شاخ بید کجا بادزن کند سلطان

وگرچه مروحه گردان ترک اوست شمال

چو کوزه ز آب وصالت دهان من پر کن

به قطره‌ای دو که لب خشک مانده‌ام چو سفال

رخ تو دید و بنالید سیف فرغانی

چو گل شکفت مگو عندلیب را که منال

بیا که در شب هجران تو بسی دیدیم

«جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال»

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.