گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۰

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

دی مرا گفت آن مه ختنی

که من آن توام تو آن منی

ما دو سر در یکی گریبانیم

چو جدامان کند دو پیرهنی؟!

گو لباس تن از میانه برو

چون برفت از میان ما دو تنی

گر فقیری به ما بود محتاج

حاجت از وی طلب که اوست غنی

دوست با عاشقان همی گوید

به اشارت سخن ز بی‌دهنی

عاشقان از جناب معشوقند

گر حجازی بوند و گر یمنی

همچو قرآن که چون فرود آمد

گویی آن هست مکی آن مدنی

علوی سبط مصطفی باشد

گر حسینی بود و گر حسنی

گر چه گویند خلق سلمان را

پارسی و اویس را قرنی

عاشق دوست را ز خلق مدان

در بحرین را مگو عدنی

روی پوشیده و برهنه به تن

مردگان را چه غم ز بی‌کفنی

غزل عشق چون سراییدی

خارج از پرده‌های خویشتنی

عاقبت مطربان مجلس وصل

بنوازندت ای چو دف زدنی

دوست گوید بیا که با تو مرا

دوی‌یی نیست من توام تو منی

سیف فرغانی اندرین کوی است

با سگان همنشین ز بی وطنی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آرما در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

سلام. بیت ششم از جناب معشوق یعنی چی؟ یا اشتباه تایپی‌ست و از جانب معشوق درست‌ه؟

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.