گنجور

قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء

 
سنایی
سنایی » طریق التحقیق
 

همه افتاده‌اند در تک و تاز

کرده بر تو زبان طعن دراز

چون زفطرت تو بوده‌ای مقصود

همگنان چون برادران حسود،

کارها ساختند بر سر رام

تا ترا در فکنده‌اند به چاه

ساکن قعر چاه ماری‌ چند!

در بن چاه حرص داری چند

اینک آمد نظر کن ای مسکین

بر سر چاه ژرف بشری هین!

در چه انداخت بهر دعوت را

حبل قرآن و دلو عصمت را

بیش از این در مان چاه مپای

دست بر حبل زن‌، زچاه برآی

خویشتن را زچاه بالاکش

علم عشق بر ثریا کش

چست با کاروان صدق و یقین

سفری کن به مصر علیین

تا ز ناچیز و هیچ‌، چیز شوی

واندر آن مملکت عزیز شوی

حاسدان تو چون تو را بینند

آن همه بهجت و بها بینند،

همه از گفت خود خجل گردند

اندر آن وقت تنگدل گردند

منشین غافل ار خرد داری

پیشه گیر و بکن نکوکاری

آنچنان زی‌، درین جهان زنهار

تانگردی خجل به روزشمار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: طریق التحقیق دکتر مؤذنی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن