سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
»
بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گوید
آنکه با نقشهای زیبااند
تختهٔ کودکان و دیبااند
طمع او را ز روی زیبا چیست
پارهٔ چوب را ز دیبا چیست
هرکه را روی خوب خوی ددست
روی نیکو دلیل خوی بدست
روی نیکو به قدر خود بدخوست
زان خرد خوب را ندارد دوست
برکسی کش نه دین نه آیین است
روی نیکو کدوی رنگین است
هرکه را بر جمال بد نیتیست
دانکه حسنش چو ماه عاریتیست
چون چراغند لیک پژمرده
به نمی زنده وز دمی مرده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقدی بر زیبایی ظاهری و فریبندگی آن میپردازد. شاعر بیان میکند که زیبایی فقط یک نقش و ظاهر است و نمیتواند نمایانگر شخصیت واقعی افراد باشد. زیبایی ظاهری ممکن است جذاب باشد، اما عملاً تنها سطحی است و نمیتواند درک عمیقتری از انسانها را به ما بدهد. او به این موضوع اشاره میکند که برخی افراد به خاطر زیباییشان، تنها ظاهری خوشایند دارند اما درونشان نیکی و خوبی وجود ندارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که ظاهر زیبا ممکن است در ابتدا جلب توجه کند، اما ارزش واقعی انسانها به اخلاق و روحیاتشان بستگی دارد.
هوش مصنوعی: کسی که با طراحیهای زیبا و جذاب، تختهی بازی کودکان و پارچههای نرم و لطیف را تزیین کرده است.
هوش مصنوعی: چرا کسی که زیبایی دارد باید به چیزی کمتر از او دل ببندد؟ آیا پارهای چوب میتواند با پارچهای نرم و زیبا مقایسه شود؟
هوش مصنوعی: هر کس که چهرهای زیبا و دلنشین دارد، نشاندهندهی نیک بودن شخصیت او نیست و ممکن است باطن او خلاف این باشد.
هوش مصنوعی: خوش رویی و زیبایی به اندازه خود باعث میشود که انسانهای بدخلق هم از آن خوششان بیاید، زیرا کسی که خرد و عقل نیکو دارد، معمولاً دوستدار زیباییهای ظاهری نیست.
هوش مصنوعی: کسی که نه دین دارد و نه آیینی، اگر روی زیبا و دلنواز داشته باشد، مانند کدوی رنگینی است که فقط ظاهرش زیباست و درونش خالی است.
هوش مصنوعی: هر که در زیبایی دیگران بدگمان باشد، بداند که زیبایی او نیز مانند ماه، تنها به طور موقت و عاریتی است.
هوش مصنوعی: آنها مانند چراغی هستند که روشنایی دارند، اما به خاطر ناپایداری خود، در حالتی پژمرده و مرده به نظر میآیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.