گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
ابوسعید ابوالخیر

در میدان آ با سپر و ترکش باش

سر هیچ به خود مکش به ما سرکش باش

گو خواه زمانه آب و خواه آتش باش

تو شاد بزی و در، میانه خَوش باش

میبدی

خود تن بقضا در ده و خود سرکش باش

جز آن نبود که تو نخواهی، خوش باش!

محمد بن منور

در میدان‌آ با سپر و ترکش باش

سر هیچ بخود مکش بما سر کش باش

گوخواه زمانه آب و خواه آتش باش

تو شاد بزی و در میانه خوش باش

خاقانی

خاقانی رو چو سیر عریان وش باش

تو تو چو پیاز و دل پر از آتش باش

چون جنبش چرخ گندنا کش باش

گشنیز تویی دیگ فلک را خَوش باش

عطار

گر تو همه داری همه در آتش باش

ور بیهمهای بیهمه گردن کش باش

هیچ است همه از همه پس هیچ مگوی

ور هیچ نداری همه داری خوش باش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه