گنجور

 
سنایی غزنوی
 

عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشد

سرمهٔ تسلیم را در چشم روشن بین کشد

با قناعت صلح جوید محرم حرمت شود

برگ بی‌برگی به فرق زهره و پروین کشد

دیدهٔ یعقوب را دیدار یوسف توتیاست

سینهٔ فرهاد باید تا غم شیرین کشد

جعفر طیار باید تا به علیین پرد

حیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد

هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد

مرد چون صدیق باید تا سم تنین کشد

نور بو یوسف نداری کی رسی در چاه علم

بایزید فقر باید فاقهٔ ماتین کشد

از سعادتها سنایی در سرخس افگند رخت

شکر این از شور بختی محنت غزنین کشد

برگ بی‌برگی نداری گرد آن درگه مگرد

چشم هر نامحرمی کی بار نقش چین کشد

چند ازین دعوی بی‌معنی بی‌برهان تو

مدعی فردا به محشر رخت زی سجین کشد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تضمینی در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۸ نوشته:

برگ بی‌برگی نداری گرد آن درگه مگرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.