گنجور

شمارهٔ ۱۶۵

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده

واقف شده بر معرفت خرقه و خورده

بر ظاهر خود نقش شریعت بگشادم

در باطن خود حرف حقیقت بسترده

با هستی خود نرد فنا باخته بسیار

صد دست فزون مانده و یک دست نبرده

در آرزوی کوی خرابات همه سال

اول قدم از راه خرابی بسپرده

ایمن شده از عمر خود و گشت شب و روز

در بی‌خردی کیسه به طرار سپرده

ور زان که ترا نیستی ای خواجه تمناست

هان تا نکنی تکیه بر انفاس شمرده

زان پیش که نوبت به سر آید تو در آن کوش

تا مردهٔ زنده شوی ای زندهٔ مرده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور