دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
قوت جانم زد و یاقوت شکر بار نداد
آن درختی که همه عمر بکشتم به امید
دوش در فرقت او خشک شد و بار نداد
شب تاریک چو من حلقه زدم بر در او
بار چون داد دل او که مرا بار نداد
این چنین کار از آن یار مرا آمد پیش
کم ز یک ماه دل و چشم مرا کار نداد
شربتی ساخته بود از شکر و آب حیات
نه نکو کرد که یک قطره به بیمار نداد
هر که او دل به غم یار دهد خسته شود
رسته آنست که او دل به غم یار نداد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از نارسایی و بیمحلی معشوق به شدت ابراز ناراحتی میکند. او در یادآوری لحظههایی که تنها در کنار محبوب بوده، از فقدان عشق و نزدیکی عاطفی رنج میبرد. تمامی تلاشهای او برای جلب محبت و توجه معشوق ثمری نداشته و درخت عشق او بیبرگ و بار مانده است. شاعر به وضعیت غمانگیز خود اشاره میکند و میگوید کسانی که در غم عشق دیگران غوطهور میشوند، دچار خستگی و رنج میگردند. در نهایت، او از معشوقی که حتی کمترین محبت را نسبت به خود روا نداشته است، ناامید میشود.
هوش مصنوعی: دیشب، یارم مرا به آغوشاش نپذیرفت و محبتش را به من ارزانی نداشت، این محرومیت باعث شد که جانم بینوا شود و محبتش همچون یاقوت شیرینی نداشت.
هوش مصنوعی: من تمام عمر درختی را کاشتم و از آن انتظار میبردم که میوههایی به من دهد، اما براساس دوری و جدایی از او، آن درخت خشک شد و هیچ ثمری نداد.
هوش مصنوعی: در دل شب تاریک، من به در خانهٔ او آمدم و منتظر محبت و توجه او بودم، اما او هیچ محبت و توجهی به من نکرد و بار نداد.
هوش مصنوعی: دوست من، این چنین کاری از آن معشوق به من رسید که کمتر از یک ماه، دل و چشم من را به خود مشغول نکرد.
هوش مصنوعی: او شربتی با شکر و آب حیات درست کرده بود، ولی برای درمان بیمار حتی یک قطره هم به او نداد و این کارش نیکو نبود.
هوش مصنوعی: هر کسی که به غم عشق معشوق خود دل بسپارد، خسته و زار میشود، اما آن که دل به غم او ندهد، از رنج و مشکلات رهایی مییابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هنرم را ثمری چرخ جفا کار نداد
دیده قدرشناسی بخریدار نداد
تا امیدت نشود یأس براحت نرسی
این نهالیست که تا خشک نشد بار نداد
شمع را بنگر و داد و دهش دهر ببین
[...]
پیر میخانه چرا دوش مرا بار نداد
خامیم دید وز آن آب شرربار نداد
شاخ امید که از رشحه خم خرم بود
اندرین فصل بهارم زچه رو بار نداد
اثر نیک و بدی ها بنهاد من و توست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.