جوانی کردم اندر کار جانان
که هست اندر دلم بازار جانان
چو شکّر میگدازم زآب دیده
ز شوق لعل شکّربار جانان
ز من برد اندکاندک زندگانی
خلاف وعدهٔ بسیار جانان
فغان ای مردمان! فریاد فریاد
ز شوق دیدن و گفتار جانان
از آن دو نرگس خونخوارِ جانان
ز چشم مست ناهشیارِ جانان
فغان زآن سنبلِ سیرابِ مشکین
دمیده بر رخ گلنارِ جانان
همه شب زار گریم تا سحرگاه
همی بوسم در و دیوارِ جانان
چو مجنونم دوان در عشقِ لیلی
همی جویم به جان آثارِ جانان
ستاره بر منِ مسکین بگرید
اگر گویی بِدو اسرارِ جانان
ازین شهرم ولیکن چون غریبان
بمانده در غم و تیمارِ جانان
ولیکن تا روان دارم، ندارم
من مسکین سرِ آزارِ جانان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق خود از معشوق میپردازد و احساسات عمیق خود را بیان میکند. وی از درد و رنج ناشی از دوری معشوق شکایت میکند و اشارهای به وعدههای ناپایدار او دارد. شاعر به شدت در غم و عشق غرق است و شبها را به گریه و یاد معشوق میگذرانده و مانند مجنونی در جستجوی آثار محبوب خود است. او همچنین از غم و تنهایی خود در این شهر سخن میگوید و تا زمانی که زنده است، این عشق و عذاب را تحمل خواهد کرد.
هوش مصنوعی: من در جوانی به خاطر معشوقم تلاش و کوشش کردم، زیرا در دل من شوق و عشق به او همیشه جاری و پررنگ است.
هوش مصنوعی: از شوق لبهای شیرین معشوق، اشک میریزم و مانند شکر در آب حل میشوم.
هوش مصنوعی: جانان به من زندگی را به تدریج میگیرد و این در حالی است که او وعدههای زیادی به من داده بود.
هوش مصنوعی: ای مردم، من در فراق و عشق جانان به شدت ناله و فریاد میزنم و از شوق دیدارش و سخن گفتن با او به شدت مضطربم.
هوش مصنوعی: از آن چشمهای زیبا و بیخبر جانان، دو نرگس (گلهای نرگس) که از دل عشق خون گریه میکنند، متولد شده است.
هوش مصنوعی: زاری از عطر و بوی گل سنبل که به خاطر رطوبت و خنکیاش، بر چهرهٔ سرخ و زیبا مانند گلنار (یا گل انار) محبوب من میوزد.
هوش مصنوعی: تمام شب تا صبح گریه میکنم و دیوارها و درهای محبوبم را میبوسم.
هوش مصنوعی: من مثل مجنون در عشق لیلی دویده و در تلاش هستم تا نشانههایی از محبوب را با تمام وجودم جستجو کنم.
هوش مصنوعی: اگر به منِ بیچاره بگویی اسرار عشق را، حتی ستاره نیز بر من گریه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: هرچند که من به این شهر تعلق دارم، اما مانند غریبهها در غم و درد عشق معشوق زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: با اینکه من در این شهر هستم، اما همچنان غریبانه زندگی میکنم و در آزار و ناراحتی عشق جانان، دردمند و بیچارهام. تا زمانی که زندهام، نمیتوانم از رنج و آزار عشق جانان رهایی یابم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسی گفتیم از اسرار جانان
که تا پیدا شود دیدار جانان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.