گنجور

 
سنایی غزنوی
 

حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر

عالمی افگنده در جوش ای پسر

کیست در عالم که بیند مر ترا

کش بجا ماند دل و هوش ای پسر

هم تویی ماه قدح‌گیر ای غلام

هم تویی سرو قباپوش ای پسر

سرو در بر دارم و مه در کنار

چون ترا دارم در آغوش ای پسر

بر جفا کاری چه کوشی ای غلام

بر وفاداری همی کوش ای پسر

امشب ای دلبر به دام آویختی

کز برم بگریختی دوش ای پسر

بوسهٔ نوشین همی بخش از عقیق

بادهٔ نوشین همی نوش ای پسر

کم کن این آزار و این بدها مجوی

میر داد اینجاست خاموش ای پسر