گنجور

 
سنایی غزنوی
 

دلا زین تیرگی زندان اگر روزی رها یابی

اگر بینا شوی زین پس به دیگر سر صفا یابی

تو بیماری درین زندان و بیماریت را لا شک

روا باشد طبیبی جوی تا روزی دوا یابی

بصیرت گر کنی روشن به کحل معرفت زیبد

که دردش را اگر جویی هم اینجا توتیا یابی

جهان ای دل چو زندان دان و دریا پیش زندانت

اگر کشتیت نگذارد درین دریا فنا یابی

گر اینجا آشنا گردی تو با آفاق و با انفس

چو زین هر دو گذر کردی بدانجا آشنا یابی

وگر می کیمیا جویی کزو زری کنی مس را

به نزد کیمیا گر گرد تا زو کیمیا یابی

دلا زین عالم فانی اگر تو مهر برداری

چو از فانی گذر کردی سوی باقی بقا یابی

ازین چون و چرا بگذرد که روشن گرددت هزمان

مگر کان عالم پر خیر بی‌چون و چرا یابی

تو در بحر محیط ای دل چو غواصان یکی غوطه

بکن هزمان اگر خواهی که از موجش رها یابی

اگر تاریک دل باشی مقامت در زمین باشد

اگر روشن روان گردی مقر اوج سما یابی

به راه انبیا باید ترا رفتن اگر خواهی

که علم انبیا دانی و سر اولیا یابی

به قال و قیل گمراهان مشو غره اگر خواهی

که روزی راهرو گردی و راه رهنما یابی

به سوی تپه رو یک بار موسی وار اگر خواهی

که علم اژدها دانی و سر آن عصا یابی

حدیث آن کلام و طور و موسی گر همی خواهی

که بشناسی ز خود یابی ز دیگر کس کجا یابی

همان مهد مسیحا دم نگر کو بی‌پدر چون بد

حکیمی گوید این معنی طلب کن تا که را یابی

درخت و آن شب تاریک و شعلهٔ آتش روشن

اگر زان چوب می‌جویی تو آن معنی کجا یابی

ز نور یوسف و یعقوب و چاه و اخوهٔ یوسف

در آن وادی مرو کانجا به هر پی صد بلا یابی

گر آن ماهی که یونس را بیوبارید در دریا

بیوبارد ترا چون او ازین سفلی علا یابی

کتاب مبتدا خوان تو که رمز گندم و آدم

حدیث دست «لا تقرب» تو اندر مبتدا یابی

معانی جمله حل کردی همینت مشکلی مانده

که رمز ذلت داوود و قتل اوریا یابی

ترا قرآن به اطلس خوانده تا زو کسوتی یابی

قیامت را تو این معنی ز رقع و بوریا یابی

تحرک ز آب می‌آید به سنگ آسیا هزمان

تو نادان این تحرک را ز سنگ آسیا یابی

تو دست چپ درین معنی ز دست راست نشناسی

کنون با این خری خواهی که اسرار خدا یابی

نه کار تست می خوردن که بد مستی کنی هزمان

تو چون حلاج عشق آری چو جام از می بلا یابی

سنایی گر سنا دارد ز علم ایزدی دارد

تو دین و علم ایزد جوی تا چون او سنا یابی

تو راه دین ایزد را نمی‌دانی وگر جویی

هم از قرآن پر معنی و لفظ مصطفا یابی

هر آن دینی که بیرون زین دو جویی بدعتی باشد

نباید جستن آن دین را وگر جویی خطا یابی

چو بابدعت روی زینجا یقین میدان که در محشر

ز مالک بر در دوزخ جزای آن قفا یابی

وگر با دین پیغمبر ز عالم رخت بربندی

ز ایزد خلد و حورالعین و آمرزش عطا یابی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

منصور در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۴ نوشته:

کلمه تپه اشتباه است درست ان تیه است یعنی بیابان این شعر عرفانی و دوری از مادیات و دنیاپرستی را توصیه میکند.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.