گنجور

 
سنایی غزنوی
 

بخ بخ اگر این علم برافرازم

در تفرقه سوی جمع پردازم

باشد بینم رخان معشوقم

وز صحبت خود دری کند بازم

از راهبران عشق ره پسرم

با پاک بران دو کون در بازم

شطرنج به شاهمات بر بندم

در ششدره مهره‌ای در اندازم

بر فرش فنا به قعده ننشینم

در باغ بقا چو سرو بگرازم

این عشوهٔ اوست خاک آدم را

با صحبت جان و دل بدل سازم

این گنج که تو ختم من از هستی

در بوتهٔ نیستیش بگدازم

این بربط غم گداز در وصلت

در بهر نهم و بشرط بنوازم

هر بیت که از سماع او گویم

اول سخنی ز عشق آغازم

این است جواب آن کجا گفتم

«کی باشد کاین قفس بپردازم»

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.