نماز شام من و دوست خوش نشسته بهم
گرفته دامن شادی شکسته گردن غم
سپرده لاله به پای و بسوده زلف به دست
گرفته دوست به دام و کشیده رطل به دم
ز چرخ زهره به زیر آمده به زاری زیر
ز کوه کبک به بانگ آمده به نالهٔ بم
نشانده شعله ز انگشتها به بادهٔ خام
فشانده حلقه ز انگشتها ز زلف به خم
نه از رفیق گریغ و نه از فراق دریغ
نه در میانه تکلف نه از زمانه ستم
مر بر آمده ناگاه شوق از دل و جان
که زخم آن به دلم زد هزار شوق صنم
خجسته شوقی با صدهزار جوق نشاط
گزیده و جدی با صدهزار فوج نغم
زمین و چرخ خبر یافته ز حال دلم
بمانده خیره و پوشیده جامهٔ ماتم
همی گشاده هوا بر زمین شراع گهر
همی کشیده فلک بر هوا بساط ظلم
ظلام مشرق بر چهر روز مستولی
سواد مغرب در طبع چرخ مستحکم
مرا دل اندر راه و دو دیده در حرکات
بجسته از بر یار و نشسته بر ادهم
سیاه رنگ ولیکن جهان بدو روشن
برین صفت رود آری مه چهارده هم
چگونه ادهمی آن ادهمی که من ز برش
چنان نشستم و چون بر فراز دیوان جم
بسهم شیر و بتن زنده پیل و چشم چراغ
چو عزم بر سر کوه چو وال در دل یم
قوی قوایم و فربه سرین و چیده میان
دراز گردن و آهخته گوش و گرد شکم
به پیشم اندر راهی و وادی و دشتی
درشت و صعب و سیه چون شعار کفر و ظلم
اگر چه کوه و بیابان و بیشه بود به پیش
همی زدم شب تاریک هر سه را بر هم
برین صفت همه شب تا ز لاجورد هوا
هزار شعله برآمد چو صد هزار علم
به مرغزاری کان روشنایی اندر وی
هزار قصر بدیدم چو قصر فخرامم
به شعر اوست همه افتخار و ناز عرب
به ذکر اوست همه اصل احتشام عجم
تفاخری که کند او ز روی تحقیقی
تفاخریست مسلم چو نصرت آدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ لحظاتی دلانگیز بین شاعر و دوستش در حال عبادت و شادی مشترک است. در این مجلس، شاعر از حضور دوست و شور و شوقی که در دلش ایجاد شده، میگوید و از غمها و سختیها دور است. او به زیباییهای لحظه، همچون درخشش ستارگان و شادیهای ناشی از عشق و دوستی اشاره میکند و در عین حال، به تصورات خود از دنیایی پر از نور و زیبایی میپردازد. با وجود چالشها و مشکلاتی که در راهش وجود دارد، شوق و همدلی با دوستش او را به سوی خوشی و آرامش هدایت میکند.
هوش مصنوعی: نماز شب من و دوست در کنار هم خوش است، و من دامن شادی را گرفتهام و غم را از گردن خود دور کردهام.
هوش مصنوعی: لاله (گل سرخ) را به پای و زلف او برای زیبایی سپرده و در دست گرفته و دوست را به دام خود کشیده که در اینجا به معنای خوشی و لذت است، در حالی که رطل (وزن مشخصی) را به دم (دم حیوان) خود گرفته تا به این زیبایی بیشتر ببالد.
هوش مصنوعی: ز سیاره زهره (که به عنوان زهره یا ونوس شناخته میشود) به زمین پایین آمده و با ناله و زاری به نظر میرسد، مانند کبکی که از کوه به صدا درآمده و ناله میکند.
هوش مصنوعی: شعله را با انگشتان خود به خاطر بادهٔ خام روشن کرده و حلقهای که از زلف او درست کردهام، به دستانم درآوردهام.
هوش مصنوعی: شکایت و غم از جدایی از دوستان و دوری را ندارم، نه در این حال از کسی تظاهر به محبت میکنم و نه از ظلم دنیا شکایت میکنم.
هوش مصنوعی: ناگهان شوق شدیدی از اعماق دل و جانم به وجود آمد که گویی زخم آن شوق، در دلم به اندازهٔ هزار شوق به معشوق وارد شده است.
هوش مصنوعی: شوقی خوشحال و شاداب به اندازهٔ صدهزار گروه از شادی، همراه با جدیت و جدیبودن به اندازهٔ صدهزار جمع از نغمه و آهنگ به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: زمین و آسمان از حال دل من باخبر شدهاند و در حالی که ماتم را بر تن دارم، حیران و متحیر ماندهاند.
هوش مصنوعی: هوا بر روی زمین گسترده شده و آسمان نیز مانند پارچهای از جواهرات در حال کشیده شدن است، در حالی که فلک (آسمان) بر این فضا، ظلم و ستم را برقرار کرده است.
هوش مصنوعی: تاریکی صبحگاه بر چهرهٔ روز غلبه کرده و سیاهی مغرب در ماهیت چرخ (آسمان) به صورت محکم و استوار وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل من در مسیر عشق، و چشمانم به تحرکات یار خیره شده است، در حالی که بر شانه جوانی (ادهم) نشستهام.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به شخصی دارد که با وجود سیاهچهره بودن، نور و روشنی خاصی را به جهان منتقل میکند؛ حتی مه چهارده، که به ماه کامل اشاره دارد، به خاطر ویژگیهای این شخص روشن میشود.
هوش مصنوعی: ادهمی، یعنی موجودی با رنگی تیره، به گونهای است که من از نشستن بر آن، مانند کسی که بر فراز دیوان جم (جایگاهی با شکوه و عظمت) قرار گرفته، احساس میکنم.
هوش مصنوعی: من همچون شیر و با تنی زنده و قوی مانند فیل، و با چشمی روشن مانند چراغ، وقتی که بر فراز کوه میروم، حسی شجاع و همچون وال (آهو) در دل دریا دارم.
هوش مصنوعی: من از نظر قدرت بدنی و بنیه نیرومند هستم و بدنم به گونهای است که سرم بزرگ و فربه، گردنم دراز، گوشهایم ایستاده و شکمم برآمده است.
هوش مصنوعی: در برابر من راهی دشوار و وسیع وجود دارد که بسیار سخت و تاریک است و شبیه نماد کفر و ظلم به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: هرچند که در مسیر، کوه و بیابان و جنگل وجود دارد، اما در این شب تاریک، همه اینها را نادیده میگیرم و با ارادهای قوی به جلو میروم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر توصیف میکند که در آسمان شب، با رنگ لاجوردی، هزار شعله نور میدرخشد که به مانند صد هزار پرچم به زیبایی و شکوه خودنمایی میکند.
هوش مصنوعی: در آن دشت یا مرغزاری که نور و روشنایی در آن موج میزند، هزار قصر زیبا و باشکوه را دیدم که مانند قصر فخرام (قصر باشکوه و زیبا) است.
هوش مصنوعی: در شعر او، تمام افتخار و ناز عرب به خاطر ذکر و نام اوست و تمامی اصالت و شکوه عجم نیز به او وابسته است.
هوش مصنوعی: افتخار کردن او بر اساس حقیقت، افتخاری مسلم و واقعی است، مانند نصرت و یاری که آدم (انسان) از جانب خداوند دریافت کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه جویی آن ادبی که آن ادب ندارد نام
چه گویی آن سخنی که آن سخن ندارد چم
دژم شدهست مرا جان از آن دو چشم دژم
بخم شدهست مرا پشت از آن دو زلف بخم
لبم چو خاک درو باد سرد خواسته شد
دلم بر آتش وز دیده گشته وادی زم
مشعبد است غم عشق هر کجا باشد
[...]
همی روم سوی معشوق با بهار بهم
مرا بدین سفر اندر ،چه انده ست و چه غم
همه جهان را سر تا بسر بهار یکیست
بهار من دو شود چون رسم به روی صنم
مرا بتیست که بر روی او به آذرماه
[...]
خلاف بود همیشه میان تیغ و قلم
کنون به بخت ملک متفق شدند به هم
چگونه کلک که بر دشمنان و بر یاران
از اوست راحت و محنت از اوست شادی و غم
ضعیف جسم و تن خصم از او شده است ضعیف
[...]
نهاد زلف تو بر مه ز کبر و ناز قدم
کراست دست بر آن مشک گون غالیه شم
چو بود عارض تو لاله طبیعی رنگ
مگر نمود مرا عنبر طبیعی خم
بهاری روی تو از زلف تو فزون گشته ست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.