کرد رحلت چون به حکم دادگر
مادر نیک اختر خیرالبشر
پی پرستار و دل افکار و الیم
بود آن در گردان قیمت یتیم
جستجو کردند در حی عرب
دایه از بهر رسول الله طلب
کرد در آخر ز نیکو گوهری
کوکب بخت حلیمه یاوری
آن همای اوج افلاک جلال
بر سرش باز شرف بگشود بال
آن گرامی گوهر بحر صفا
چند گاهی کرد چون نشو و نما
با پسرهای حلیمه از وداد
بر سر وی خواهش صحرا فتاد
روزها با گوسفندان آن جناب
مینمودی جانب صحرا شتاب
تایکی روز از قضای ذوالمنن
ماند اندر خانه آن فخر ز من
کرد همراه برادر خواندگان
گوسفندان را سوی صحرا روان
همره گله چون آن سرور نبود
گرگی آمد گوسفندی را ربود
بازگردیدند وقت شامگاه
رو به سوی خانه چون با اشک و آه
در بر احمد امین ذوالجلال
لب گشودند از برای عرض حال
روز دیگر سرور کل امم
ساخت رنجه جانب صحرا قدم
جان عالم در بر جان آفرین
جبهه عالم نهاد او بر زمین
قبله حاجات ارباب وفا
بود در حال تضرع با خدا
کز دعای آن رسول ارجمند
گرگ پیدا گشت با آن گوسفند
عرض کرد ای خسرو دین و ملل
زد به نادانی ز من سر این عمل
چون ربودم روز پیش این میش را
تا نمایم سد جوع خویش را
هاتفی در گوش من داد این ندا
کای تجاوز کرده از راه خدا
هست از خنم رسل این گوسفند
بر تو میباشد حرام ای مستمند
در بر خود همچو جان پروردمش
سر قدم کرده برت آوردمش
یادم آمد باز اندر این مقام
گرگهای بیحیای شهر شام
آن زمان کز یوسف آل عبا
سر جدا میکرد شمر بیحیا
زینب غمپرور بیصبر و تاب
بود در نظاره با قلب کباب
لحظهای در نزد شمر بد سیر
کرد دامن را ز اشک دیده تر
پس به نزد ابن سعد بیحیا
با تضرع کرد روی التجا
چون ز شمر و ابن سعد روسیاه
گشت محروم آن زمان با اشک و آه
کرد رو بر شامیان و کوفیان
دختر زهرا به چشم خون فشان
کز شما ای لشکر بیرون ز دین
یک مسلمان نیست در این سرزمین
در جواب آن همای اوج غم
لب فرو بستند از لا و نعم
تا ز تن ببرید پیش چشم وی
شمر راس شاه دین را زد به نی
بر سر نی راس شاه تشنه لب
در تکلم شد به پیش بیادب
کی لعین اینسان که از تیغ جفا
ساختی از پیکر من سر جدا
می نه بینی خیر از جان و جهان
لحم تو گردد جدا از استخوان
از غضب بنهاد آن برگشته دین
آن سر ببریده را اندر زمین
تازیانه برگرفت و از عتاب
زد به راس نور چشم بوتراب
نیست یارای نوشتن خامه را
مختصر کن (صامت) این هنگامه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان واقعه وفات پیامبر اسلام و ولادت او میپردازد. پس از رحلت پیامبر، مادر او به جستجوی پرستاری مناسب برای فرزندش میپردازد و در نهایت حلیمه، دایهای نیکو جایگزین میشود. پیامبر (ص) در کنار بچههای حلیمه رشد میکند و روزها به صحرا میرود. یک روز برادرانش گوسفندان را به صحرا میبرند و گرگی گوسفندی را میرباید. آنها به خانه برمیگردند و با ناراحتی خبر را به مادرشان میدهند.
روز بعد، پیامبر در حال دعا و تضرع به خداوند میباشد. در همین حین، گرگ نزد او میآید و عذرخواهی میکند که چرا گوسفند را ربوده است و از نادانی خودش میگوید. سپس به یاد داستانهای گذشته میافتد. در پایان، متن به وقایع غمانگیز عاشورا و کشتار امام حسین (ع) توسط شمر و یارانش اشاره میکند و مظلومیت او و یارانش را بیان مینماید.
بهطور خلاصه، متن تحت تأثیر وقایع تاریخی زندگی پیامبر و امام حسین قرار دارد و مضامین عشق، ظلم و مظلومیت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: زمانی که او به سرنوشت خود پیوست که بر اساس فرمان قاضی عدالتسنج و با خواست مادر نیکوقدرش، بهترین مخلوق به دنیا آمد.
هوش مصنوعی: دنبالهرو و پرستار افکار و دل من، آن کسی بود که در دنیای پر جنب و جوش، ارزش یتیم را میشناخت.
هوش مصنوعی: در قبیلهی عرب به دنبال دایهای برای پرورش حضرت رسول (ص) جستجو کردند.
هوش مصنوعی: در پایان، با ویژگیهای نیکو، گوهری پیدا شد که به ستاره بخت حلیمه یاری رساند.
هوش مصنوعی: پرندهای بزرگ و باشکوه که در آسمانها پرواز میکند، عظمت و بزرگیاش را به نمایش میگذارد و در بالهایش، نشانههایی از شرافت و مقام را برافراشته است.
هوش مصنوعی: آن موجود ارزشمند و باارزش که شبیه دریای خنکی و پاکی است، گهگاهی مانند یک گل در حال رشد و شکفتن به ظهور میآید.
هوش مصنوعی: با پسرهای حلیمه، برای رسیدن به عشق وداد، در بیابان دچار مشکل شدند.
هوش مصنوعی: روزها، آن شخص با گوسفندانش به سوی دشت حرکت میکرد.
هوش مصنوعی: یک روز به خاطر قضا و قدر الهی، آن کسی که برای من افتخار و بزرگی است، در خانه ماند.
هوش مصنوعی: او به همراه برادرانش گوسفندان را به سمت بیابان میبرد.
هوش مصنوعی: وقتی که آن سرور و رهبری که باید از گله مراقبت کند، وجود نداشته باشد، در این صورت، گرگها به راحتی میتوانند گوسفندها را بربایند.
هوش مصنوعی: در هنگام شامگاه، با احساس غم و اندوه، به سوی خانه بازگشتند.
هوش مصنوعی: در حضور احمد امین ذوالجلال، سخن گفتند و احوالشان را بیان کردند.
هوش مصنوعی: در روز بعد، سرور و رهبر تمام امتها با سختی به سوی بیابان حرکت کرد.
هوش مصنوعی: روح همه موجودات در کنار خداوند قرار دارد و او با قدرت خود، این جهان را بر روی زمین مستقر کرده است.
هوش مصنوعی: در وقت درخواست و نیاز، افراد وفادار و باایمان به سوی خداوند متوجه میشوند و در حال دعا و زاری به او روی میآورند.
هوش مصنوعی: که به برکت دعای آن پیامبر بزرگ و محترم، گرگ به راحتی با آن گوسفند در کنار هم دیده میشود.
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ دین و ملت، به خاطر ناآگاهیام از این کار، از من شکایت داری.
هوش مصنوعی: چون دیروز این میش را گرفتم تا گرسنگی خود را برطرف کنم.
هوش مصنوعی: صدایی در گوش من گفت که ای شخصی که از مسیر حق و قانون تجاوز کردهای، توجه کن!
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی که متعلق به من است، برای تو حرام است، ای کسی که در فقر و تنگدستی به سر میبری. این بیان نشان میدهد که صاحب این گوسفند، آن را به کسی که در وضعیتی آسیبپذیر است، نمیدهد و تأکید بر این نکته دارد که داراییها باید محترم شمرده شوند.
هوش مصنوعی: من او را مانند جانم دوست داشتم و برایش قدمهایم را پیش میگذارم.
هوش مصنوعی: یادم آمد که در این جا، گرگهای بیشرم شهر شام وجود دارند.
هوش مصنوعی: زمانی که شمر بیشرم سر یوسف (علیه السلام) را جدا میکرد، این کار را در حالی انجام میداد که او از خاندان پیامبر بود.
هوش مصنوعی: زینب با دل آزرده و نزار، در حال تماشای صحنهای دردناک و ناراحتکننده بود.
هوش مصنوعی: لحظهای در کنار شمر، با حالتی بد و ناراحت، دامنش را از اشکهایش خیس کرد.
هوش مصنوعی: پس به نزد ابن سعد، بدون شرم و حیا، با دلتنگی و درخواست از او یاری خواست.
هوش مصنوعی: زمانی که شمر و ابن سعد کارهای زشت و پلیدی انجام دادند، کسانی که به آنها ظلم شد، با گریه و ناله از آن وضعیت محروم و بیچاره شدند.
هوش مصنوعی: دختر زهرا با چشمان اشکبار به شامیان و کوفیان نگریست.
هوش مصنوعی: در این سرزمین، هیچ مسلمان حقیقی وجود ندارد که از شما، ای لشکر، دور باشد و به دین تمسک نجوید.
هوش مصنوعی: در پاسخ به آن پرندهای که در اوج ناراحتی بود، همه به سکوت گزینش کردند و از نعمتها و نعمات صحبت نکردند.
هوش مصنوعی: شما برای خداوند حاضر شدید و سر شاه دین را از تن جدا کردید، اما در این لحظه، خود را از جسم و دنیای مادی رها کردهاید.
هوش مصنوعی: در راس نی، شاهی که لبانش تشنهاند به صحبت پرداخت، در حالی که در مقابل او کسی بیادب و بیاحترام ایستاده است.
هوش مصنوعی: ای لعین، چه کسی تو هستی که با تیغ ستم، سر مرا از بدنم جدا کردی؟
هوش مصنوعی: اگر مایهای از زندگی ببینی، نیکوترین چیزها را به خاطر زندگی و لذت خود فراموش نکن که سرانجام، زندگی و لذات مادی را باید رها کرد و از جسم جدا شد.
هوش مصنوعی: از شدت خشم، دین برگشته را به زمین انداختند و سر بریدهای را در آن قرار دادند.
هوش مصنوعی: با عصبانیت شروع به تنبیه کرد و از روی خشم به سر نور چشم بوتراب زد.
هوش مصنوعی: در حال حاضر نمیتوانم به طور مختصر چیز خاصی بنویسم، پس لطفاً این موقعیت را کمی آرامتر کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.