گنجور

شمارهٔ ۸ - ماده تاریخ

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ
 

داد کز بیداد کردون وز جفای آسمان

نیست یک دم خاطری آسوده از کید جهان

راحت دنیا غم است و عشرت او ماتم است

شادیش در پی عزا باشد بهارش را خزان

سال و مه دارد خیال کشتن خرد و بزرگ

روز و شب باشد به فکر صدمه پیرو جوان

چون محمد ذاکر مظلوم دشت کربلا

دید دنیا را سراسر دار اندوه و فغان



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید