گنجور

 
صامت بروجردی
 

گر حسین تشنه در راه خدا فانی نبود

کشتی عمرش ز تیغ شمر طوفانی نبود

بهر تسلیم و رضا در کربلا مظلوم شد

ورنه مظلوم غریب آن سان که میدانی نبود

روز عاشورا مگر دست یداللهی نداشت

یا که در سرپنجه اوزور یزدانی نبود؟

از رسول هاشمی ارث شجاعت را نبرد؟

یا که در خیبر گشایی حیدر ثانی نبود؟

کوفیان در کربلا او را مگر نشناختند؟

یا که اندر دست ایشان رسم مهمانی نبود؟

آب گیرم نیست ارث مادرش خیرالنسا

شاه دین بالله مسلمان بود، نصرانی نبود؟

تشنه راس سبط احمد را بریدند از قفا

در زمین کربلا شرط مسلمانی نبود

بود کافی بهر نافق اطهرش پیکان خصم

بهر آن مظلوم جای سنگ پیشانی نبود

داشت بعد ا خود حسین در کبلا گریاوری

از جفای شمر اطفالش بیابانی نبود

چشم زینب بر سنان تا بود بر روی حسین

آگاه از روز سیه با آن پریشانی نبود

همچون زین‌العابدین در کوفه و شام خراب

بی‌کس و مظلومی اندر ملک امکانی نبود

عذرخواهی یزید از اهلبیت مصطفی

در دیار شام از روی پشیمانی نبود

آن لبی کاز رده کرد او را از چوب خیزران

از لبش پیدا مگر آیات قرآنی نبود؟

بهر (صامت) گوهر اشک عزای شاه دین

کمتر از یاقوت سرخ و لعل رمانی نبود