گنجور

شمارهٔ ۵۹ - و برای او همچنین

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب
 

چرا به عهد خود ای کوفیان وفا نکنید

حمایت از من بی‌کس به کربلا نکنید

من غریب و حریم مرا به عین عطش

برای چیست که سیر آب از وفا نکنید

چه کرده‌ام من مظلوم بیگناه غریب

که چشم خود به من از روی رحم وانکنید

برای یاری من جملگی کمر بستید

کنون گذشته ز یاری به من جفا نکنید

رها کنید مرا تا روم بروم و فرنگ

من اربدی به کسی کرده‌ام شما نکنید

مگر میان شمایک خداپرستی نیست

که بر من و سخنم هیچ اعتنا نکنید

مگر رسول خدا جد من نمی‌باشد

چرا ز جد من بی‌گنه حیا نکنید

اگر که گشته فراموششان ز حق نبی

به من ستم ز پی خاطر خدا نکنید

اگر به یاد خدا نیستید ظلم به من

برای محشر و هنگامه جزا نکنید

اگر به روز جزا نیست اعتقاد شما

حمیت عربی را ز کف رها نکنید

جهان خراب شد از اشک دیده (صامت)

دیگر سخن ز غم شاه نینوا نکنید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید