گنجور

شمارهٔ ۵۴

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

آن مشک که در چین به صدا عزازش خرندش

در چین سر زلف تو با ناز خرندش

اندیشه چه داری ز خطاکردن تیرت

گر بگذر از دیده بدل باز خرندش

اسرار غم عشق تو نایاب متاعی است

کو را نتوان مردم غمساز خرندش

بی‌قدرتری از دل عاشق نبود لیک

از بهر نگهداشتن راز خرندش

پس خاصیت اشک شب هجرد گر چیست

از زهد و ریا گرنه که ممتاز خرندش

راضی مشو افشا شود آوازه حسنت

خوار است متاعی که به آواز خرندش

در بندگی ار خاک شود هیکل (صامت)

مشکمل که از این طالع ناساز خرندش



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

آن مشک که در چین به اعزاز خرندش—–گر بگذرد از دیده بدل باز خرندش—-درست است

👆☹

سید محسن نوشته:

با عرض معذرت—ان مشک که در چین به صد اعزاز خرندش—صحیح وکامل است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید