گنجور

شمارهٔ ۴۳

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

تا مرا گردن به طوق آشنایی بسته‌اند

روز و شب انجام کارم با جدایی بسته‌اند

هر چه با ما بی‌وفایی می‌کنی جرم تو نیست

جمع دنیا را ز روی بی‌وفایی بسته‌اند

دل بهر نو عاشقی مسپار کاین ناپختگان

تهمتی بر خود برای خودنمایی بسته‌اند

وقت آنان خوش که بیرون از جهان آرزو

دائماً دل را به الطاف خدایی بسته‌اند

بی‌اطاعت دل به لطف او نهادن غره گیست

خلق دل بر ای سخن‌هایی هوایی بسته‌اند

بعد ازین خواهی قفس را بند خواهی باز کن

بستگانت چشم از فکر رهایی بسته‌اند

(صامتا) با هیچکس خوبان ندارند الفتی

یا بکار ما در مشکل گشایی بسته‌اند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید