سام میرزا صفوی » تذکرهٔ تحفهٔ سامی » صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا » ۵۷۳- مولانا غریبی ا سترآبادی مرد بی تعین و فقیر است این مطلع از اوست : فریاد که خون شد دل غم پرورم امشب جان میدهم و نیست کسی بر سرم امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مطلع
هوش مصنوعی: مردی دارای وضعیت نامشخص و دون پایهای است.
هوش مصنوعی: امشب قلب پر از غم من به شدت ناراحت و نالهزن است. من آمادهام که جانم را بدهم، اما هیچکس در کنارم نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.