گنجور

 
سلمان ساوجی
 

ایا سحاب نوالی که از صریر قلم

به گوش صامعه جز مدحت شما نرسید

به بوی خلق خوشت بح کاروان نسیم

سحرگه از طرف تبت و خطا نرسید

نماند در همه آفاق ذره‌ای که درو

ز آفتاب دلت پرتو عطا نرسید

به گرد گرد سمندت براق جمشیدی

اگر چه بود جهان گرد و باد پا نرسید

قدر ز اطلس سبز فلک قبایی دوخت

ولی به قد بزرگی تو فرا نرسید

خدا یگانا در غیبت آنچه فرمودی

به ما رسید هماندم ولی به ما نرسید

چرا قضیه اسبی که میر با بنده

روانه کرد فرومانده و هیچ جا نرسید

سمند سرکش تند تو از طریق وفا

به من پیاده بی‌دست و به چار پا نرسید

دعای من چون به تو می‌رسد دگر سهل است

اگر من ز تو زنجیری رسید یا نرسید

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.