گنجور

 
سلمان ساوجی
 

ایا سحاب نوالی که ابر دریا دل

به های های ز دست تو بارها بگریست

به هر کجا که کنی روی فتح پیشرو است

که پشت فتح به روی مبارک تو قویست

خدا یگانا من بنده قدیم توام

به حال بنده ازین بیش بایدت نگریست

کسی که در ورق بخشش تو ثابت نیست

سه چار سال پیاپی به غیر سلمان کیست؟

ز ذل فاقد و از طعن مردمان هر دم

مرا بدار به نوعی که خوش توانم زیست

وظیفه‌ای که ازین پیش داشتم آن نیز

نمی‌دهند ازین پس وظیفه من چیست؟

زیاده باد هزاران عطیه کبری

شمار عمر تو و هر عطیه‌ای صد و بیست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.