گنجور

 
سلمان ساوجی
 

وصلت به جان خریدن، سهل است، اگر برآید

جان می‌دهم درین پی باشد مگر برآید

در کار بینوایان، گر یک نظر گماری

کار من و چو صد من، زان یک نظر برآید

در جان هر که گیرد، از سوز عشق آتش

با سوختن چو شمعش، اول ز سر برآید

آتش فتاد در من، هان روشنایی از من

از من نعوذ بالله، دودی اگر برآید

ما خاک آستانت، دانیم و بس که ما را

کاری اگر برآید، زین رهگذر برآید

در صبر کوش سلمان کین کار عشق جانان

کار دلست و هرگز کی بی جگر برآید

نومید تا نگردی زین درگه گر امیدت

این بار بر نیاید بار دگر برآید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۴ نوشته:

فکر می کنم بیت آخر (نومید تا نگردی زین در که گر امیدت - این بار بر نیاید بار دگر برآید) درست باشد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.