گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
سلمان ساوجی
 

ز درد عشق، دل و دیده خون گرفت مرا

سپاه عشق، درون و برون گرفت مرا

گرفت دامن من اشک و بر درش بنشاند

کجا روم ز درد او که خون گرفت مرا

کبوتر حرمم من، گرفت بر من نیست

عقاب عشق ندانم، که چون گرفت مرا

به سر همی رودم دود و من نمی‌دانم

چه آتش است که در اندرون گرفت مرا

زبانه می‌زند، آتش درون من زبان

از آنکه دوست به غایت، زبون گرفت مرا

ز بند زلف تو زد، بر دماغ من بویی

نسیم صبح ز سودا، جنون گرفت مرا

غم تو بود که سلمان نبود در دل او

بر آن مباش، که این غم کنون گرفت مرا

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mareshtani در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۲ نوشته:

lotfan tawajjo farmajed mesraje awale beide panjom eshkal darad

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mareshtani در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۳۹ نوشته:

lotfan tawajjo farmajed mesraje awale beide panjom eshkaldarad shajad(drune sienaje man)monaseb bashad
---
پاسخ: با تشکر، بله مصرع اول بیت پنجم ایراد دارد، اما پیشنهاد حدسی شما مستلزم تغییرات زیادی است و غیرمستند است. منتظر پیشنهاد مستند دوستان جهت تصحیح این بیت می‌مانیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آصف ثالث در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۹ نوشته:

به نظر میاد بیت پنجم به این شکل نیاز به اصلاح داره
زبانه میزند آتش درون من زآنک دوست به غایت زبون گرفت مرا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.