گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۳

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل، در برم گرفت و پی یار من برفت

لب بوسه داد و جان و روان از بدن برفت

چون دید دل، که قافله اشک می‌رود

با کاروان روان شد و از چشم من برفت

بلبل شنید ناله من، در فراق یار

مستانه، نعره‌ای زد و از خویشتن برفت

آن کس که باز ماند ز جانان برای جان

یوسف گذاشت، در طلب پیرهن برفت

آن سرو ناز، تا ز چمن سایه برگرفت

بنشست آتش گل و آب سمن برفت

از زلف جمع کرد، پراکنده لشگری

آمد، به قصد خونم و در آمدن برفت

بشکست، قلب لشکر دلها و درپیش

لشکر برفت و آن بت لشکر شکن برفت

ناگفتنی است، راز دهانش ولی، چه سود

خوردن، دریغ بر سخنی کز دهن برفت

بازا، که عمر جز نفسی نیست و آن نفس

یکبارگی، درآمدن و در شدن برفت

سلمان ز شوق او اگرت جان بشد چه شد

سودای او نرفت ز جان و ز تن برفت

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mareshtani در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۵۷ نوشته:

m1 b1(darbaram)1
m1 b4(mandsejanan)2
m2 b10(setan)3
---
پاسخ:
با تشکر، مطابق پیشنهادتان «بر» و «برم» جایگزین شد و ... .

 

حمیدرضا مقراضی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۴ نوشته:

با سلام. بنظرم مصرع دوم بیت آخر باید اینطور باشد :
سودای او نرفت ز جان و جان ز تن برفت

 

حمیدرضا مقراضی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۵ نوشته:

با سلام
بنظرم مصرع دوم بیت آخر اینطور صحیح تر است :
سودای او نرفت ز جان و جان ز تن برفت

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.