پیر طریقت گوید: بسی نماند که آنچه خبر است عیان شود و همه آرزوها نقد شود و خورشید وصال از مشرق یافت تابان شود و آب مشاهدت در جوی ملاطفت روان گردد قصه آب و گل نهان شود ودوست ازلی عیان گردد، کارها همچنان که دوست خواهد چنان شود دیده و دل و جان هر سه بدوست نگران گردد
چگونه بخبر اکتفا کند کسیکه گرفتار عیان است و به امید قناعت چون کند او که نقد را جویان است هر دیده که از نعمت دنیا پر شد صفت عقبی در وی نگنجد و هر دیده که صفت عقبی در وی قرار گرفت آن دیده از جمال احدیت بی نصیب ماند
دلیل یافت دوستی دو گیتی بدریا افکندن است و نشان دوستی با غیر حق نپرداختن اول دوستی داغ است و آخر چراغ، اول دوستی اضطرار است و میانه انتظار و آخر دیدار
چه باشد گر خوری صد سال تیمار
چو بینی دوست را یک بار دیدار
به نام خداوندی که دانای هر ضمیر و سرمایه هر فقیر و دلگشای هر غمگین و بنده گشای هر اسیر است گناه کاران را عذرپذیر و افتادگانرا دست گیر در صنع بی نظیر و در حکم بی مشیر در خداوندی بی شبیه و در پادشاهی بی وزیر است
ای خداوندی که فلک و ملک را نگاهدارنده توئی ای بزرگی که از ماه تاماهی دارنده توئی ای کریمی که دعا را نیوشنده (شنونده) توئی وجفا را پوشنده توئی ای لطیفی که عطا را دهنده توئی و خطا را بردارنده توئی ای یکتائی که در صفت جلال و جمال پاینده توئی عاصیان را شوینده توئی و طالبانرا جوینده توئی
بنمای رهی که ره نماینده توئی
بگشای دری که در گشاینده توئی
زنگار غمان گرفت دل در بر من
بزدای ز دل که دل زداینده توئی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت در این متن به بیان ظهور حقیقت و عیان شدن دوست ازلی میپردازد. او میگوید که زمان زیادی نمانده تا آرزوها محقق شود و خورشید وصال تابان گردد. در این حالت، نفاثی از اصل وجود و صفات الهی درک میشود و دل و جان به دوست معطوف میشود. او تأکید میکند که هیچکس نمیتواند به خبر و آگاهی بسنده کند وقتی که خود حقیقت را میبیند.
سپس پیر طریقت به دوستی با غیرحق اشاره میکند و مراحل مختلف دوستی را شرح میدهد: ابتدا، داغ و اضطرار است، سپس انتظار و در نهایت دیدار. او متذکر میشود که سالها تحمل درد و غم، در برابر یک بار دیدار دوست اهمیت چندانی ندارد.
سپس دعاهایی به خداوندی که قادر و داناست ارائه میدهد. او از خداوند میخواهد که دلش را از غمها پاک کند و او را به راه راست هدایت کند. در پایان، به لطافت و رحمت الهی اشاره میکند و تقاضای گشایش در دل رنجکشیدهاش را دارد.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: زمان زیادی تا وقتی که آنچه که در دلها است، نمایان شود باقی نمانده و همه آرزوها به واقعیت تبدیل خواهد شد. خورشید وصال، از سمت مشرق تابناک خواهد شد و آب مشاهدت در جوی محبت جاری خواهد شد. داستان آب و گل از بین خواهد رفت و دوست ازلی به وضوح نمایان خواهد شد. همه کارها همانطور که او بخواهد، انجام خواهد شد و چشم و دل و جان همه به سوی او خیره خواهند ماند.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است کسی که به وضوح و آشکاری گرفتار است، تنها به خبر بسنده کند؟ و چگونه میتواند کسی که در جستجوی حقایق عمیق و قناعت است، به امید قناعتی گذرا زندگی کند؟ هر چشمی که از نعمتهای دنیوی پر شود، نمیتواند به صفات دنیای دیگری راه یابد و هر چشمی که به صفات آن دنیا نائل شود، از جمال و زیبایی بینهایت محروم میماند.
هوش مصنوعی: دلیل شکلگیری دوستی در دنیا، به آب انداختن دوستی است و نشانه دوستی این است که به غیر از حق توجهی نشود. در مرحله اول، دوستی به شدت جالب و هیجانانگیز است، و در نهایت به روشنایی و آگاهی میانجامد. ابتدا دوستی به دلیل نیاز و ضرورت ایجاد میشود، در میانه مسیر به انتظار میرسد و در پایان به ملاقات و دیدار منجر میگردد.
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر برای صد سال در رنج و عذاب باشی، به شرط آنکه یک بار دوستت را ببینی؟
هوش مصنوعی: به نام خداوندی که به تمامی اسرار و افکار آگاهی دارد و نجاتدهندهی نیازمندان و آرامشبخش دلهای غمگین است. او کسانی را که مرتکب گناه شدهاند، میبخشد و به یاری آنانی میآید که در سختی افتادهاند. او در خلقت خود بینظیر است و در فرمانرواییاش هیچ همتایی ندارد. خداوندی که هیچ مشابهی ندارد و سلطنتش بیوزیر است.
هوش مصنوعی: ای خداوندی که آسمان و زمین را نگهدارندهای، ای بزرگواری که از آغاز تا پایان، همه چیز در دستان توست. ای بخشایشی که دعاها را میشنوی و به نیات بندگانت توجه میکنی، ای مهربانی که خطاها را میپوشانی و به نیکوکاران عطا میکنی. ای یکتایی که در زیبایی و بزرگیات پابرجا هستی، ای پاکی که گناهکاران را میشوی و به دنبالکنندگان حقیقت راه را نمایان میکنی.
هوش مصنوعی: به من راهی را نشان بده که تو خودت راهنمای آن هستی و در را باز کن که تو خودت کسی هستی که در آن را میگشایی.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر اندوه، غمگین و خسته شده است. آن را پاک کن و از وجودم دور کن، زیرا تو کسی هستی که میتوانی این دل را از رنج نجات دهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.