بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش
که خواست منکسف این آفتاب تابان را
بغیر اینکه ز دست آنچه داشتی دادی
چه استفاده گرفتی فریب و دستان را
نکرده ای زیری زیر از کلام خدای
حق از تو زیروزبر کرد مرز و سامان را
زرنگ رنگ عذاب وز گونه گونه عتاب
خدای بهر تو بنموده نقد نیران را
صغیر معجز فرقان کتاب احمد برد
ز خاطر همه شرح کلیم و ثعبان را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره بدخواهان و افرادی است که به طمع و فریبکاری، قصد دارند حقیقت و نور را پنهان کنند. شاعر به آنها هشدار میدهد که در نهایت، از فریب و نیرنگ خود هیچ سودی نخواهند برد و خداوند حقیقت را بر آنها آشکار خواهد کرد. همچنین، اشارهای به معجزات و آموزههای الهی میکند که در کتابهای مقدس آمده است و نشاندهنده قدرت و علم خداوند میباشد. به طور کلی، شعر به مبارزه با شر و فریبکاری و تأکید بر روشنایی و حقیقت میپردازد.
هوش مصنوعی: به دشمن بگو که خفاشها، موجوداتی مکار و زیرک هستند و هدفشان این است که نور خورشید را بپوشانند و از آن دور کنند.
هوش مصنوعی: بدون اینکه چیزی از دست بدهی، چه نفعی از فریب و بازیهای دیگران بردی؟
هوش مصنوعی: تو هنوز به عمق کلام خداوند نرسیدهای و نتوانستهای مرزها و ساختار زندگی را به درستی درک کنی.
هوش مصنوعی: خدایی که برای تو نشان داده است درد و عذاب را، به خاطر روشنی و زرق و برق زندگی، تذکر میدهد و بارها تو را از عواقب کارهایت آگاه میکند.
هوش مصنوعی: کتاب احمد که معجزهای بزرگ و روشن است، تمام آنچه را که دربارهی پیامبر و معجزات او گفته شده، از یادها برد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم
که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را
کسی که دام کند نام نیک از پی نان
یقین بدان تو که دام است نانْش مر جان را
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را
خبر بیاور ازیشان به من چو داده بُوی
ز حال من به حقیقت خبر مر ایشان را
بگویشان که جهان سرو من چو چنبر کرد
[...]
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
مسخرست سخن چون پری سلیمان را
نسیج وحده که نو حُلّهای دهد هر روز
زکارگاه سخن بارگاه سلطان را
ز شادی ادب و عقل او به دار سلام
[...]
لب تو طعنه زند گوهر بدخشان را
رخ تو طیره کند اختر درفشان را
به بوسه لب تو تهنیت کنم دل را
به دیدن رخ تو تربیت دهم جان را
به جان تو که پرستیدن تو کیش من است
[...]
چه خرمی است که امروز نیست زنگان را
چه فرخی است کزو بهره نیست کیهان را
بهار و کام طرب تازه می کند دل را
ضیاء انس و فرح زقه میدهد جان را
بدشت جلوه گری عرضه داد بار دگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.