گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندی
ما پسندیم بخود آنچه تو بر ما به پسندی
میبری هر که دلی دارد و خواهی دل دیگر
آخر ای ترک پی غارت دل تا کی و چندی
گردن هر که به بینی به کمند است فلکرا
جز تو ای عشق که بر گردن افلاک کمندی
با قد یار همی خلق نمایند مثالت
خوش سرافراز تو ای سرو بدین بخت بلندی
گفتم اول بتو ایدل که مرو در پی خوبان
نشنیدی ز من و آخرم از پای فکندی
این چه حالستکه دیوانه وش از پند گریزی
لایق پند از ا ین پس تو نئی در خور بندی
نه عجب بی لب جانان کنی ار ناله صغیرا
طوطی خوش سخنی شاید اگر در غم قندی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و دلباختگی خود میپردازد. او میگوید که اگر معشوق با لطف به او توجه کند، یا او را برنجاند یا به بند بکشد، در هر صورت او راضی است به آنچه که معشوق برگزیده است. عشق او چنان قوی است که هر کسی را که دلدار باشد به راحتی میرباید. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید و آن را ستایش میکند، و در عین حال، به خود معشوق یادآوری میکند که نباید به دنبال زیباییهای دیگر برود. او احساس میکند که عشقش او را از عقل بازداشته و نمیتواند از آن چشمپوشی کند، حتی اگر به شکل دیوانگی باشد. در نهایت، به این نتیجه میرسد که بدون معشوق، هیچ چیز برایش خوشایند نیست.
هوش مصنوعی: هر چه بخواهی با ما کن، ما به رضایت تو راضی هستیم. اگر با محبت با ما رفتار کنی، یا اگر ما را رنجانی، یا حتی اگر ما را به بند بکشی، ما تنها آنچه را که تو برای خود میپسندی، میپذیریم.
هوش مصنوعی: هر کس که عاشق است و قلبی دارد، تو او را میکشی و به او آسیب میزنی. تو چقدر میخواهی به این کار ادامه دهی و دلها را بشکنی؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به دیگران تسلط دارد، به نوعی وابسته و تحت کنترل آن است، اما تو ای عشق، تنها کسی هستی که قادر هستی بر سرنوشت عظیم آفرینش و ستارگان تسلط یابی.
هوش مصنوعی: با قامت و زیبایی تو، مردم به خوبی تو را مثال میزنند و تو ای سرو، به خاطر این بخت و اقبال بلندت، سرافراز هستی.
هوش مصنوعی: به او گفتم که ای معشوق، در پی زیباییهای دیگر نرو. آیا از من نشنیدی که در پایان کار، خودت به زمین افتادی؟
هوش مصنوعی: این چه حالی است که دیوانه و شیدا از پند و نصیحت فراری است و به نظر میرسد که از این به بعد نیازی به آنها ندارد و نمیتواند به خوب و شایسته بودن خود ادامه دهد.
هوش مصنوعی: لیاقت ندارد که از فقدان کسی چون معشوق نالهای سر دهی، چرا که ممکن است در غمهای کوچک برخی خوشگفتاریها به زیبایی وجود داشته باشد که نتوانند احساسات عمیق را بیان کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی
ما نه خود لایق تیریم و نه شایسته ی بندی
ور نه آن ابرو و آن طره کمان است و کمندی
لاف قوت مزن ای خواجه که از ما نخرد کس
[...]
زاهدم می دهد از سلسله زلف تو پندی
کاش می داشتم از سلسله زلف تو بندی
سر به پای تو تن انداخت برانگیز سمندی
تن به فتراک تو سر داد بینداز کمندی
گرچه بی پرده خوشی روی فرو پوش که ترسم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.