سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
بچشم من بنشین کان بجو نکو ماند
در ازی شب هجران دلم فسرد اما
از این خوشم که بدان زلف مشگبو ماند
چو چشم مست تو نرگس بدید شد بیمار
برای اینکه بگویند این باو ماند
همیشه چشم ترا هست میل خون ریزی
خود این به مردم بی باک فتنه جو ماند
چه آرزوست ندانم که سوز آه صغیر
بسوز آه دل پر ز آرزو ماند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و قد او را به سروهای کنار جوی تشبیه میکند. او از درد جدایی و دلتنگی شبهجران سخن میگوید، اما از این موضوع خوشحال است که زلفهای معشوقش همچنان مشکی و زیبا مانده است. همچنین، شاعر با تعبیری زیبا از چشمان معشوقش میگوید که به او بیماری عشق را دچار کرده و حالتی از شور و شوق در او ایجاد کرده است. در نهایت، او بیان میکند که نمیداند چه آرزویی باید داشته باشد و آه دلش همچنان بر دلش سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: قد زیبا و راست قامت تو مانند سروهای کنار جویبار است. به چشمان من نگاه کن، زیرا آن جا هم زیبایی خاصی وجود دارد.
هوش مصنوعی: در شبهای طولانی جدایی، دل من بسیار سرد و غمگین بود، اما خوشحالم که هنوز یاد آن موهای خوشبو در یادم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: وقتی که چشمهای زیبای تو را دیدم، دچار شوق و شیدایی شدم و به خاطر این احساس، بیمار شدم، تا جایی که دیگران بگویند؛ این عشق فقط برای من باقی مانده است.
هوش مصنوعی: چشم تو همیشه به دنبال خونریزی است و این ویژگی تو باعث میشود که مردم بیپروا و فتنهجو باقی بمانند.
هوش مصنوعی: مرا آرزویی است که نمیدانم، سوز و اندوه دل کوچک من را بسوزاند. دل پر از آرزوی من در این حسرت باقی مانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.