فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
چو گو شد مهر تا خود را بمیدان تو اندازد
عجب شیرین نمکدانی بود لعلت که میخواهد
دل مجروح خود را در نمکدان تو اندازد
بمانند دل مجروح من صد چاک شد شانه
که شاید چنک در زلف پریشان تو اندازد
درآ در بوستان تا سرو از خجلت ز پا افتد
نظر چون بر قد سرو خرامان تو اندازد
عجب نبود ز حسن دلفریبت ای زلیخاوش
که یوسف خویش در چاه ز نخدان تو اندازد
صبا گرد جهان سرگشته میگردد همی شاید
که تا رحل اقامت در بیابان تو اندازد
دلا مگذار از کف شیشهٔ میبیشتر از آن
که گردون سنک کین بر شیشه جان تو اندازد
ستمکارا ستم کم کن که آخر چنک آویزش
مکافات عمل اندر گریبان تو اندازد
صغیرا گر وصال یار خواهی دیده گریان کن
بود کان مه نظر بر چشم گریان تو اندازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای هنری، به ویژگیهای جذاب معشوق و تأثیر او بر دل و جان خویش اشاره میکند. در این شعر، طبیعت و عناصر مختلف مانند فلک، مهر، و صبا به تصویر کشیده شدهاند تا احساسات عشق و زیبایی را به خوبی منتقل کنند. همچنین شاعر به عواطف مجروح خود اشاره کرده و نشان میدهد که علاقه و عشق او به معشوق چقدر عمیق و تاثیرگذار است. در پایان نیز به اشک و غم عشق پرداخته که نشاندهنده longing و انتظار او برای وصال یار است.
هوش مصنوعی: آسمان به خود خم میشود تا بتواند توپ تو را پرتاب کند، چون خورشید به میدانی که تو در آن هستی وارد میشود.
هوش مصنوعی: چه شیرین و خوشگلی است آن جواهر قرمز رنگ تو که دل دردکشیده من را میخواهد در نمکدان تو بریزد.
هوش مصنوعی: شانهی من مثل دل زخمیام پر از چاک و شکاف شده است، شاید بتوانم تکهای از موی تو را در آن بیندازم.
هوش مصنوعی: به بوستان بیا تا ببینی که سرو به خاطر شرم از زیبایی تو پاهایش را از دست میدهد، زیرا هنگامی که نگاهش به قامت راست و دلربای تو میافتد، شرم میکند.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که زیبایی تو، ای زلیخا، باعث جذب دلها میشود، چرا که یوسف خود را به چاه میاندازد تنها برای اینکه تو را ببیند و با تو نزدیک شود.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی در حال گردش در جهان است و شاید روزی تصمیم بگیرد که در بیابان تو سکونت کند.
هوش مصنوعی: دل خود را از دست نده و اجازه نده که باده بیشتری از قدرت زمانه به تو آسیب برساند، چرا که زندگی تو ارزشمندتر از این است که اجازه بدهی تقدیر بر آن تاثیر منفی بگذارد.
هوش مصنوعی: ای ستمکار، کمی از ستم خود کم کن، زیرا در نهایت عواقب کارهایت به خودت برمیگردد و تو را گرفتار خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر به وصال یار دست یابی، باید چشمانت را پر از اشک کنی؛ زیرا آن ماه، نگاهش را به چشمان گریان تو میاندازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد
تبسم شور محشر در نمکدان تو اندازد
گریبان چاک از مجلس میا بیرون که می ترسم
گل خورشید خود را در گریبان تو اندازد
اگر ظلمت زچشم آب حیوان دست بردارد
[...]
بهار جلوه چون ره برگلستان تو اندازد
صبا زان طرّه، سنبل درگریبان تو اندازد
مکش زنهار، امروز از کف افتاده ای دامن
که کار خویش فردا هم به دامان تو اندازد
من خونین کفن صد پیرهن چون غنچه می بالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.